تبليغاتX
--------------------------------------------------------------------------------------به نام خداوند جان و خرد------کزین برتر اندیشه بر نگذرد ----------------------------------------------------------------------------------- به امید دوست
دولت چین چند نفر از مسلمانانی که در راهپیمایی اعتراضی شرکت کرده بودند به اعدام محکوم کرد.ادامه پافشاری بر رابطه با چین با پرونده سیاه نشانه چیست؟
 
چرا کردستانو با یک حکمی که وکیل محکوم هم به کم دقتی در صدور حکم تاکید کرد به هم می ریزن؟آیا این کارها تعمدیه؟ چه کسانی دارن این بلاهارو سر ایران میارن
 
آقای احمدی نژاد و بقیه اگه شما میگید نظام لیبرالی نباشه چرا خودتون داریم جا پای یه نظام منقرض میذارید و میگید خصوصی  سازی
 
آیا پیامبر و ائمه کاری می کردند که مردم نسبت به اسلام بدبین و از آن زده شن؟چرا کارایی میشه که نتیجش بی ارزش جلوه دادن اسلامه؟
 
چرا کسانی که جزء نخبه ها نیستند وتنها در بسیج عضوند به جاهایی می روند که تنها نخبه ها باید حضور داشته باشند.  آیا این عدل علی است؟
 
مردم در اوایل اعتراضات خشونت نداشتند و شعارهای ضد نمیدادند اما با اقدامات غلط باعث شد تا این اتفاقات بیفته و اگه اقدام صحیحی صورت نگیره روز بروز بدتر میشه.
 
مگه قسمتی از هدف شهدا این نبود که مردم در آسایش باشن؟پس چرا روزبروز زندگی مردم سختتر میشه? پیروی از راه شهدا فقط با حرف زدن ... چرا دولت و مجلس و ... به  این موضوع اهمیت نمیدن؟
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/23ساعت 17:19  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

اِذا رَآى اَحَدُكُم مِن نَفسِهِ اَو مالِهِ اَو مِن اَخيهِ ما يُعجِبُهُ فَليَدعُ لَهُ بِالبَرَكَةِ فَاِنَّ العَينَ حَقٌ
هرگاه يكى از شما در خودش، يا مالش، يا برادرش، چيز جالب توجهى ديد، براى بركت يافتن آن دعا كند؛ زيرا چشم ‏زخم واقعيت دارد.

نهج الفصاحه ، ح 206

حدیث (1182) امام علی (ع) می فرمایند:

اِذَ ا احْتَجْتَ اِلَى الْمَشْوَرَةِ فى اَمْرٍ قَدْ طَرَاَ عَلَيْكَ فَاسْتَبْدِهِ بِبِدايَةِ الشُّبّانِ ، فَاِنَّهُمْ اَحَدُّ اَذْهانا وَ اَسْرَعُ حَدْسا ، ثُمَّ رُدَّهُ بَعْدَ ذالِكَ اِلى رَاْىِ الْكُهولِ وَ الشُيوخِ لِيَسْتَعْقِبوهُ وَ يُحْسِنُوا، اَلاِْخْتيارَ لَهُ ، فَاِنَّ تَجْرِبَتَهُمْ اَكْثَرُ

هرگاه به مشورت نيازمند شدى ، نخست به جوانان مراجعه نما، زيرا آنان ذهنى تيزتر و حدسى سريع‏تر دارند . سپس (نتيجه) آن را به نظر ميان‏سالان و پيران برسان تا پيگيرى نموده، عاقبت آن را بسنجند و راه بهتر را انتخاب كنند، چرا كه تجربه آنان بيشتر است.

شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 20، ص 337، ح 866

حدیث (1183) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

بَيتٌ لا صِبيانَ فيهِ لا بَرَكَةَ فيهِ

خانه‏ اى كه كودك در آن نباشد ، بركت ندارد.

كنز العمّال ، ح 44425

حدیث (1184) امام جواد (ع) می فرمایند:
مَن لَم يَعرِفِ المَوارِدَ أعيَتهُ المَصادِرُ

هر كس نداند كارى را از كجا آغاز كند، از به سرانجام رساندن آن درماند

ميزان الحكمة : ح 3863

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/23ساعت 16:33  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 

چند جمله

پافشاری بر احمدی نژاد پافشاری بر ولایت امام زمان نیست

بی خبر نگه داشتن مردم و گفتن دروغ به جای حقیقت و مسدود کردن راههای کسب اطلاعات و خفه کردن منتقدان و روزنامه های منتقد و یکی از بزرگترین فجایا فرستادن امواجی که مضر برای سلامتی هستندبای خنثی کردن امواج ماهواره که مجلس! سر آن مکث کرده

این راه امام خمینی بوده که خیلیاها مدعی اند ما راه امام را میریم. دلالیل زیادی هست که شما نرفته اید یکی از ساده ترین آنها این است که امام میگفت آب, برق و ... مجانی که اینطور هم نشد بعضی مردم در این سی سال مشغول شعار خالی دادن شدند و بعضی مردم به سمت ظاهر بینی کشیده شدند و بساط نوحه خوانان رونق گرفت. آیا اهل بیت و پیامبران این را می خواهند

هشدار و اعلام خطر: خواسته سبزها نه برانداختن نظام نه مخالفت با اصل قانون اساسی و راه اصیل اسلام و انقلاب و امام است اما اگر درست و اصولی با این قضیه روبرو نشوند منجر به انقلاب خواهد شد 

امام علی حقیقتی که جز در هنگام ظهور ارزش و مفهوم حقیقی آن درک نخواهد شد

 

تلاش برای توجیه اشتباهات و خطاها به تاریکی دلها می انجامد که از اثرات درافتادن و عدم تسلیم حقیقت بودن است

جنبش سبز علوی خوب است اگر با اعتقادات پاک افراد بازی نکند وآنها را بیشتر اهل تفکر و عمل بار بیارد تا شعار و تظاهر

 

بگو دولت بدهکاره می خواد بدهیاشو از مردم بگیره و بپردازه. الله اکبر حالا هی شعار بدید

 

امام علی خطاب به مالک: میان تو و مردم حاجبی جز صورتت نباشد...

یعنی امام علی نمیدونستن که ممکنه به کارگزارانش سوء قصد بشه و یه سری الان که دم از علوی بودن میزنن می دونن و شدن کاسه داغتر از آش...

علوی بودن همچین آسونم نیست که فقط بشه ازش دم زد و خود رو در جبهه حق دونستو دیگرانو حزب شیطان

 

توافق نامه وین بازگشتی به همان نقطه 4 سال پیش. یعنی این ه زحماتی که به ملت داده شد=کشک    عرض تسلیت

مگه انسان آزاده اجازه میده که از حضورشو کاراش سوء استفاده بشه؟مگه تو کهریزک جنایت اتفاق نیفتاد؟ چرا اجازه میدید از حضورشما سوء استفاده بشه؟

مگه انسان آزاده اجازه میده که از حضورشو کاراش سوء استفاده بشه؟مگه تو کهریزک جنایت اتفاق نیفتاد؟ چرا اجازه میدید از حضورشما سوء استفاده بشه؟

شاهدان عینی می گفتن که دوتااز لباس شخصی ها داشتن از دختری که آرایش و حجاب نامناسبی و پوشش نامناسبی داشت با موبایل عکس می گرفتن.خدا به داد اون ارشدی برسه که اینا رابطاشونن! سوال اینجاست تا کی میخوان و میخواین خودتونو گول بزنید که اینا بی دینن و منافق و کافر... اگه مردین وآزاده  برین چشماتونو خوب باز کنید و ببینید که محجبه ها و چادریهاهم هستن و برای هم بدون کم و کاستی تعریف و نقل کنید. حیف که ظاهربینی خیلیارواسیر کرده چرا که خیلیا ظاهربین بار آورده شدن و غیرتی کورکورانه. خدا هممونو بیدار کنه! جای خوف و رجاء خالی...

یه آیه ای هست که الان خیلیا میگن و خیلی جاها میشه دید که الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم دیگه با آیه خدا که نمیشه در افتاد... و چیزی که الان شاهدشیم اینه که نیروها برای سرکوب چیزی که خیلی پایینتر از کفره و اصلا در حدش نیست بسیج شدنو  دارنن ظلم می کنن هم به خودشون هم به مردم

 

مگه قسمتی از هدف شهدا این نبود که مردم در آسایش باشن؟پس چرا روزبروز زندگی مردم سختتر میشه? پیروی از راه شهدا فقط با حرف زدن ... چرا دولت و مجلس و ... به این موضوع اهمیت نمیدن؟

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت 11:20  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 
پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:

اَلسّابِقونَ اِلى ظِلِّ العَرشِ طوبى لَهُم قيلَ: يا رَسولَ اللّه‏ِ وَ مَن هُم؟ فَقالَ: اَلَّذينَ يَقبَلونَ الحَقَّ اِذا سَمِعُوهُ وَ يَبذُلونَهُ اِذا سُئِلوهُ وَ يَحكُمونَ لِلنّاسِ كَحُكمِهِم لاِنفُسِهِم

خوشا به سعادت سبقت جويان به سايه عرش. گفتند: اى رسول خدا! آنان كيانند؟ فرمودند: آنان كه چون حق را بشنوند، بپذيرند و هرگاه حق از آنان خواسته شود، دريغ نكنند و براى مردم همان‏گونه قضاوت كنند كه براى خود مى ‏كنند

بحارالأنوار، ج 75، ص 29، ح 19

 

حدیث (1166) امام صادق (ع) می فرمایند:

إنّ لَناحَرَما وهُوقُمّ ، وسَتُدفَنُ فيه امرَأةُ مِن وُلدِي تُسَمّى فاطِمَةَ ، مَن زارَها وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ
ما را حرمى است و آن قم است . بزودى زنى از فرزندان من به نام فاطمه در آن جا دفن خواهد شد .

ميزان الحكمة : ح 8179

حدیث (1167) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:

اَلسَّعيدُ مَن اخْتارَ باقِيَةً يَدومُ نَعيمُها على فانيَةٍ لا يَنفَدُ عَذابُها وَ قَدَّمَ لِما يَقدِمُ عَلَيهِ مِمّا هُوَ فى يَدَيهِ قَبلَ أن يُخَلِّفَهُ لِمَن يَسعَدُ بإنفاقِهِ وَ قَد شَقىَ هُوَ بِجَمعِهِ
خوشبخت كسى است كه سراى باقى را كه نعمتش پايدار است بر سراى فانى كه عذابش بى‏پايان است برگزيند و از آنچه در اختيار دارد براى سرايى كه به آنجا مى‏رود پيش فرستد قبل از آن‏كه آنها را براى كسى بگذارد كه او با انفاق آن خوشبخت مى‏شود ولى خودش با گردآورى آن (دارايى‏ها) بدبخت شده است.

اعلام الدّين، ص 345

حدیث (1168) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

لايَتَكَلَّفَنَّ أَحَدٌ لِضَيفِهِ ما لا يَقدِرُ
هيچ كس نبايد بيش از توانش خود را براى ميهمان به زحمت اندازد.

كنزالعمال، ح 25876

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت 11:2  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 
هشدار حضرت آيت الله العظمی صانعی : مخالفين امام دست بردار نيستند «همه وظیفه داریم از بیت حضرت امام سلام الله علیه و از انقلاب و جمهوری اسلامی پشتیبانی کنیم »

حضرت آیت الله العظمی صانعی در دیدار اعضای تشکل راه سبز امید قم با معظم له ضمن بیان مطلب فوق اظهار داشتند:«من هم مثل شما و شاید بیش از شما از اسائه ادبی که نسبت به بیت امام سلام الله علیه می شود متأثرم.»

معظم له ضمن تجلیل از بیت مکرم حضرت امام و شخصیت حجت الاسلام و المسلیمن سید حسن خمینی اظهار داشتند: « نوه عزیز حضرت امام(سلام الله علیه) برای حفظ نظام و دستاوردهای آن و حفظ اندیشه امام قدمهای محکمی برداشته است که برخی ها حاضر نیستند یکصدم آن انجام بگیرد» .

ایشان افزودند: اقدامات سید حسن آقا حساب شده است و غیر از این هم از ایشان توقع نیست اگرچه باید توجه داشت که مخالفین امام هم دست بردار نیستند.

عده ای امروز تمام تلاش خود را به کارگرفته اند که بین روحانیت اختلاف بیاندازند

آیت الله العظمی صانعی همچنین در دیدار جمعی از نخبگان و فرهیخته گان استان یزد با معظم له ضمن اشاره به پیشرفت حرکت ملت در حاکمیت جمهوری اسلامی و حاکمیت حقوق انسانها و جلوگیری از تضییع حقوق انسانها فرمودند:«عده ای امروز تمام تلاش خود را به کارگرفته اند که بین روحانیت اختلاف بیاندازند ولی نمی توانند چرا که جامعه این اختلافات را نمی پذیرد جامعه مسیر خودش را فهمیده است و به حرکت خود ادامه می دهد.»

معظم له در ادامه با اشاره به سیره مبارزاتی ائمه علیهم السلام و منطق قرآن در دفاع از مظلوم اظهار داشتند: «مظلومیت، بیچاره کننده ظالم است از نظر منطق قرآن آه مظلوم به آسمان می رسد با اینکه ظالم همه چیز اعم از پول و اسلحه و ابزار تبلیغاتی در اختیار دارد اما مظلوم جز ابراز مظلومیت سلاح دیگری ندارد و همین مظلومیت است که ظالم را بیچاره می کند.»

ایشان با بیان اینکه دفاع از اسلام هزینه دارد و در این راه باید صدمه خورد اظهار داشتند: «امام سلام الله علیه مبارزاتش را با یک کاغذ و قلم شروع کرد. دشمنان امام برای مبارزه با ایشان امام را تبعید و زندانی کردند تا به گمان خودشان امام را از بین ببرند اما در نتیجه دیدید که امام آنها را از بین برد امروز هم من معتقدم هیچ چیز نمی تواند امام را از جامعه بگیرد، هیچ چیز نمی تواند اسلام ناب را از جامعه بگیرد، ممکن است چند روزی عده ای با چند تا حرف و با چند خیانت اقتصادی سر آدم را کلاه بگذارند اما اینها تمام می شود « فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً » حق می آید و حق می ماند که حق ماندنی است.»

بی توجهی نسبت به رفع گرفتاری های فردی و اجتماعی مردم سبب قطع رابطه انسان با خدا می شود.

همچنین حضرت آیت الله العظمی صانعی در دیدار جمعی از فعالین سیاسی شهرهای ورامین و اسلامشهر با معظم له ضمن بیان این مطلب که از کارهایی که در اسلام بسیار پسندیده است رفع گرفتاریهای شخصی و گرفتاریهای اجتماعی مردم است و همه باید در حد توان در جهت رفع این گرفتاریها تلاش نمائیم اظهار داشتند: «بی توجهی نسبت به رفع گرفتاریهای مردم خصوصاً اگر در توان انسان باشد اولاً سبب قطع رابطه انسان با خدا می شود و خداوند عنایتش را از انسان می گیرد و ثانیاً سبب می شود که انسان وسیله رفع گرفتاریهای ظالمین گردد که این امر سبب عذاب الهی خواهد شد.»

این مرجع عالیقدر در ادامه و با اشاره به وجود اختلافات فکری میان مردم و گروههای سیاسی و بیان اینکه نباید این اختلاف سلیقه ها به تفرقه منجر شود افزودند: «اختلافات را با صحبت و مذاکره باید حل کرد، قاعده دموکراسی هم همین است. البته با کسی باید صحبت و مذاکره کرد که اهلیت آن را داشته باشد کسی که مردم را عوامل منافقین و وابسته بیگانگان می داند با این فرد چگونه می شود صحبت کرد وقتی افرادی خیلی راحت به خانواده سرداران شهید و خانواده شهداء که به فرموده امام (س) چشم و چراغ این ملت اند توهین می کنند چگونه با اینها می شود صحبت کرد.»

آیت الله العظمی صانعی افزودند: «با همه مشکلات و سختی هایی که امروز برای فرزندان انقلاب پیش آمده است نباید مأیوس شد باید حوادث را خوب تحلیل کنیم از بدی بدان نهراسیم و خوبی خوبان را تشویق کنیم و از انجام وظیفه در وقتش غافل نشویم»

تاریخ: 1388/7/27
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت 10:58  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

خَمسٌ مِن سُنَنِ المُرسَلينَ: اَلحَياءُ وَ الحِلمُ وَ الحِجامَةُ وَ السِّواكُ وَ التَّعَطُّرُ

هرگاه جوان را توبيخ كردى ، برخى خطاهاى او را ناديده بگير، تا توبيخ تو، او را به مقابله وادار نسازد.

نهج الفصاحه، ح 1463

حدیث (1160) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

مَن كَشَفَ عَورَةَ اَخيهِ المُسلِمِ كَشَفَ اللّه‏ُ عَورَتَهُ حَتّى يَفضَحَهُ بِها فى بَيتِهِ
هر كس عيب و زشتى برادر مسلمان خود را فاش كند، خداوند زشتى او را آشكار سازد، تاجايى كه او را در درون خانه ‏اش رسوا سازد.

الترغيب والترهيب، ج 2، ص 239، ح 9

حدیث (1161) امام صادق (ع) می فرمایند:

عَلَیْکُمْ بالدُّعاءِ فَاِنّکُمْ لا تُقَرَّبُونَ بمِثْلِهِ.
دعا کنید؛ زيرا با هيچ چيز به مانند دعا، به خدا نزدیک نمى‌شويد.

کافی، ج 2، ص 467

حدیث (1162) امام صادق (ع) می فرمایند:

مَن اَحصى عَلى اَخيهِ المُؤمِنِ عَيبا لِيَعيبَهُ بِهِ يَوما ما كانَ مِن اَهلِ هذِهِ الآيَةِ قالَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ: اِنَّ الَّذينَ يُحِبّونَ اَن تَشيعَ الفِاحِشَةُ فِى الَّذينَ آمَنوا لَهُم عَذابٌ اَليمٌ فِى الدُّنْيا وَ الاخِرَةِ وَ اللّه‏ُ يَعلَمُ وَ اَ نتُم لا تَعلَمونَ
هر كس درصدد عيب‏جويى برادر مؤمنش برآيد، تا با آن روزى او را سرزنش كند، مشمول اين آيه است: كسانى كه دوست دارند، زشتى‏ها در ميان مردم با ايمان شيوع پيدا كند، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت خواهد بود و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانيد

كافى، ج 7، ص 381، ح 1

حدیث (1163) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:

مَا اجْتَمَعَ قَوْمٌ فى بَيْتٍ مِنْ بُيوتِ اللّه‏ِ يَتْلونَ كِتابَ اللّه‏ِ وَ يَتَدارَسونَهُ بَيْنَهُمْ اِلاّ نَزَلَتْ عَلَيْهِمُ السَّكينَةُ وَ غَشِيَتْهُمُ الرَّحْمَةُ وَ حَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ وَ ذَكَرَهُمُ اللّه‏ُ فيمَنْ عِنْدَهُ

هيچ جلسه قرآنى براى تلاوت و درس در خانه‏اى از خانه ‏هاى خدا برقرار نشد، مگر اين كه آرامش بر آنان نازل شد و رحمت دربرشان گرفت و فرشتگان در اطراف آنان حلقه زدند و خداوند در ميان كسانى كه در نزدش هستند، از آنان ياد كرد.

پیامبر اعظم (ص): هيچ جلسه قرآنى براى تلاوت و درس در خانه‏اى از خانه ‏هاى خدا برقرار نشد، مگر اين كه آرامش بر آنان نازل شد و رحمت دربرشان گرفت و فرشتگان در اطراف آنان حلقه زدند و خداوند در ميان كسانى كه در نزدش هستند، از آنان ياد كرد.

كنزالعمّال، ح 2320

حدیث (1164) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:

اَتـَرعوونَ عَن ذِكرِ الفاجِرِ حَتّى يَعرِفَهُ النّاسُ؟! فَاذكُرُوا الفاجِرَ بِما فيهِ يَحذَرهُ النّاسُ

 

آيا از بردن نام بدكار، براى اين‏كه مردم او را بشناسند، خوددارى مى‏كنيد؟ بدكار را با اعمال و كردارش معرفى كنيد، تا مردم از او برحذر باشند

كنزالعمال ، ح 8070

حدیث (1165) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:

اَلسّابِقونَ اِلى ظِلِّ العَرشِ طوبى لَهُم قيلَ: يا رَسولَ اللّه‏ِ وَ مَن هُم؟ فَقالَ: اَلَّذينَ يَقبَلونَ الحَقَّ اِذا سَمِعُوهُ وَ يَبذُلونَهُ اِذا سُئِلوهُ وَ يَحكُمونَ لِلنّاسِ كَحُكمِهِم لاِنفُسِهِم

 

خوشا به سعادت سبقت جويان به سايه عرش. گفتند: اى رسول خدا! آنان كيانند؟ فرمودند: آنان كه چون حق را بشنوند، بپذيرند و هرگاه حق از آنان خواسته شود، دريغ نكنند و براى مردم همان‏گونه قضاوت كنند كه براى خود مى ‏كنند

بحارالأنوار، ج 75، ص 29، ح 19

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/29ساعت 10:40  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 
هشدار سيد محمد خاتمي


به گزارش ايلنا ،رئيس دولت اصلاحات با انتقاد از برخوردهای صورت گرفته با اصلاح‌طلبان و مردم توسط جریان متحجر و متوهمی که حتی می‌خواهند اصولگرایان باشخصیت را از صحنه بیرون کنند، هشدار داد که اگر جلوی حرف زدن افراد معتقد به نظام جمهوری اسلامی ایران گرفته شود، کسانی وارد عمل خواهند شد که با اصل نظام و انقلاب مخالف هستند.
به گزارش ايلنا حجت الاسلام سید محمد خاتمی در دیدار با با نخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد، با اشاره به قرار داشتن در آستانه سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) با تسلیت این روز به شیعیان و ایرانیان همه انسان‌هایی که خواستار حقیقت و زیبایی هستند، گفت:«معمولا به حضرت گفته می شود پیشوای مذهب جعفری، ولی واقعیت این است که امام صادق و پدرشان امام باقر بزرگترین مفسران حقیقت اسلام در دوره خاصی که برای آنها پیش آمد، بودند و بار اصلی معارف اسلام حقیقی بر دوش این دو بزرگوار بود.»
وی ادامه داد:«کاری که این بزرگواران کردند ایستادگی در مقابل انحراف‌ها و تحریف‌هایی بود که به خصوص در عرصه فکری؛ سیاسی و اجتماعی پیدا شده بود و می‌رفت که مبانی عقیدتی و فکری را نابود بکند، کاری که این بزرگواران کردند کار فوق العاده بزرگی بود و واقعا اسلام مدیون این دو بزرگوار است که توانستند در آن برهه از زمان با فداکاری فراوان آن حقایق را منعکس کنند.»
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«متاسفانه در حوزه‌های علمیه ما بیشتر روی جنبه‌هایی که مربوط به فقه شریعت می‌شود و در این زمینه به این دو بزرگوار استناد شده است که گرچه مهم است ولی نسبت به معارفی که عمق اسلام و دین خدا را نشان می‌دهد به علل مختلف تاریخی کمتر توجه شده است.»
رئیس بنیاد باران ابراز امیدواری کرد که با توجه به زمینه‌های فراوان ناشناخته و کمتر مورد توجه قرار گرفته اسلام حقیقت، اسلام شریعت و اسلام طریقت، متناسب با دیدگاه این دو امام همام مورد توجه و واکاوی بیشتر قرار گیرد.
وی سپس با اشاره به شرايط فعلي جامعه گفت:« گفته می‌شود در این موقعیت حرف زدن مشکل است! حرف زدن برای چه کسی مشکل است؟برای کسانی‌که به اصل انقلاب و راه امام پایبندند و حتی در این زمینه نقش مهمی در پیروزی و تثبیت انقلاب و خدمت به آن داشته‌اند و بارها گفته‌اند آن چه می‌خواهیم همان حقیقتی است که مورد خواست این ملت بزرگوار بود، مورد تایید امام بود و در جریان انقلاب تحقق پیدا کرد و بصورت قانون اساسی تبلور پیدا کرد و راه و رسمی که بدان معتقدند آن راه و رسمی است که با واقعیت تطبیق می‌یابد و به مصلحت جامعه است و مورد خواست جامعه است؟»
وی تاکید کرد:« جمهوری اسلامی به معنی خاص کلمه، از دستاوردها و شاهکارهای بزرگ انقلاب است که در مرحله ایجابی آن مطرح شد، روح غالب مردم ما اسلامی است؛بنابراین هیچ حرکتی در کشورموفق نخواهد شد مگر اینکه آشنا و وفادار به مبانی و اصول و فرهنگی جامعه باشد که این معیارها و مبانی به شدت اسلامی است.»
خاتمي تصریح کرد:« در جامعه هیچ‌کس نمی‌تواند مدعی باشد بدون در نظر گرفتن اسلام یا کنار زدن آن می‌تواند توفیقی حتی در ایجاد آزادی، فضای آزاد و مستقل و پیشرو داشته باشد.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها ادامه داد:« از طرفی ما در دنیایی به سر می‌بریم که حق و کرامت مردم، حرمت و جایگاه مردم در ذهن بشر جا افتاده و این یک مساله تاریخی است.اینکه مردم حاکم بر سرنوشت خویش هستند یک دستاورد بسیار عظیمی است که در این دوران به دست آمده گرچه با رجوع به منابع و مبانی اصلی دین خودمان ما این را می‌بینیم، احترام به انسان، حاکمیت انسان، آزادی سیاسی و اجتماعی انسان مساله است که در زمان پیغمبر، امیرالمومنین و آموزش‌هایی که از آن بزرگواران و دیگر بزرگواران دین به دست ما رسیده است وجود داشته است.»
رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«در دنیایی به سر می‌بریم که جهان پذیرفته است دیگر حکومت‌ها نمی‌توانند، حکومت‌های مستبدی باشند که از بالا بر مردم تحمیل شوند و فقط آنها حق داشته باشند فرمان‌روایی کنند و مردم مجبور به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند، بلکه این نتیجه به دست آمده است که حکومت مطلوب حکومتی است که برآمده از مردم باشد و از مردم نمایندگی کند و در نتیجه در برابر حقوق مردم نیز مسئول است.»
وی در مورد فلسفه وجودی جمهوری اسلامی گفت:« جمهوری اسلامی که هم با معیارهای اسلامی سازگار است و هم حق حاکمیت مردم بر سرنوشت را که در اصل 56 قانون اساسی به زیبایی تمام مطرح شده است به رسمیت شناخته است.»
خاتمی تاکید کرد:«جمهوری اسلامی می‌تواند مزایایی که بشر در طول تاریخ بدست آورده را داشته باشد و بدی‌های موجود را نداشته باشد،ما اینگونه به جمهوری اسلامی می‌نگریم و پایبند به آن هستیم.»
رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:« باعث تاسف است که واقعا امروز حرف زدن برای کسانی که چنین دیدگاهی دارند و با این نگاه به مردمشان، به انقلاب، اسلام و امامشان نگاه می‌کنند مشکل شده است و اینگونه القا می‌شود که حرف زدن این افراد یعنی تخریب نظامی که حاضرند خود این افراد،حاضرند جانشان را برای واقعیت اصلی آن بدهند.»
وی با تاکید بر اینکه«این مشکل بزرگی است که این افراد نتوانند حرف بزنند»، گفت:«اگر اینها نتوانند حرف بزنند می‌دانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هسته‌های عمل به وجود می‌آید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متاسفانه نشانه‌های آن را در جامعه می‌بینیم.»
سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:« وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته می‌شود هیجان ایجاد می‌شود و بعضی صداهایی شنیده می‌شود که آن صداها مطلوب نیست، اگر در بخش‌هایی از جامعه مساله جمهوری اسلامی مورد کم لطفی قرار می گیرد، علتش این است که آنهایی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند، نمی‌توانند حرف خودشان را بزنند و آن‌گاه کسانی حرف می‌زنند که به اصل اعتقاد ندارد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«وقتی حرف کسانی که معتقد و پایبند به نظام هستند، هزینه داشت، آن وقت نوبت عمل از سوی کسانی پیش می‌آید که اصل را قبول ندارند.»
وی با تاکید بر اینکه نمی‌توان با برخورد سخت افزاری در وضعیت موجود برای مدت درازی از نظام حفاظت کرد، افزود:«چرا باید اسلام را به گونه‌ای عرضه کنیم که بخش‌هایی از جامعه از اسلام زده شوند یا حداقل از نظامی که به نام اسلام هست زده شوند؟این مسایل را امروز می‌بینیم و به همین دلیل می‌گویم نتیجه روش‌هایی که مخالف خود را متهم به براندازی می‌کند، براندازی است.»
رئیس بنیاد باران با ابراز تاسف شدید از سوق دادن و انبوه شدن بخش‌هایی از جامعه به سوی هدف‌هایی که دیگر نه مورد خواست امام بوده، نه مورد خواست اولیه مردم، نه مورد خواست او و همکفرانش است، گفت:«این مساله مهمی است که باید در آن تامل کرد، ما در این جریانات خیلی خسارت دادیم، البته دستاورد بزرگی هم داشته است، منتهی در این حالت بحرانی و هیجانی اگر نشود این دستاوردها را جمع‌بندی کرد و جهت داد معلوم نیست در آشفته بازار نتیجه کار چه در آید؟»
وی با بیان اینکه «بزرگترین خسارت وارد شده اهانت به ملت است»، یادآور شد:« حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض حرکتی بود به سوی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و بزرگترین اهانت این بود که این حرکت را حرکت اغتشاشی به حساب آوردند و به مردم اهانت کردند و برای مقابله آن رفتارهایی کردند که آن رفتارها به هیچ‌وجه با معیارهای اسلامی، قانون اساسی، شرع و عرف و وجدان بشر سازگار نبود و زیان‌های بزرگی به بار آورد.»
سیدمحمد خاتمی ادامه داد:«متاسفانه فضایی ایجاد شد که تلفات زیادی دادیم، به حیثیت‌ها لطمه خورد، انسان‌های بزرگی دستگیر شدند و انسان‌هایی مورد هجمه همه‌جانبه قرار گرفتند.»
وی تاکید کرد:«این فضای یک‌جانبه و نسبت ناروا دادن و دفع و رفع و از صحنه بیرون راندن چهره‌هایی که واقعا سرمایه نظام هستند روش‌های نخ نمایی است که عکس خودش نتیجه می‌دهد و قضاوت جامعه قضاوت دیگری خواهد بود چون اکثریت جامعه از آن چه رخ داده و می‌دهد ناراضی است و وقتی در توجیه آن عمل غلط، رفتار غلطی با افراد و شخصیت‌ها می‌شود قضاوت مردم عکس آن چیزی است که مطلوب بعضی جریان هاست.»
رئیس دولت اصلاحات در ادامه تاكيد كرد:«الان به صراحت به شما بگویم صحبت از دعوای راست و چپ، اصولگرا و اصلاح‌طلب نیست، صحبت سر این است که جریان تنگ‌نظر، خشونت گرا و یک سو نگر متحجر و متوهمی که بسیاری از آنان سابقه چندانی در انقلاب ندارد یا امتحانشان را نداده و یا امتحانشان را به بدی پس داده اند، می‌خواهند همه آنهایی را که نمی‌پسندند از صحنه بیرون کنند نه تنها از عرصه حاکمیت بلکه در جامعه نیز و از نظر آنها حتی اصولگرای با شخصیت هم نباید در جامعه حضور داشته باشد.»
وی افزود:« این جریان اصلاح‌طلب را متهم می‌کند به همه اتهاماتی که شایسته دشمنان انقلاب و اسلام هست و نتیجه اعمال این جریان رقم خوردن عرصه به گونه‌ای است که تصویری از اسلام و انقلاب نشان داده می شود که فقط عده معدودی که امکانات وسیعی در اختیارشان هست از آنها نمایندگی می‌کنند و جز آنها همه باید از صحنه بیرون روند.»
سیدمحمد خاتمی تصريح كرد:« با زور و با روش‌های پلیسی و نظامی می‌شود برای مدتی روش و شیوه و استراتژی را پیش برد ولی این روش‌ها و استراتژی‌ها نمی‌توانند دوام پیدا کنند.»
وی با بیان اینکه «ما همچنان روی حرف‌های اصلی خودمان هستیم»، در تشریح عقاید خود گفت:« انقلاب اسلامی منشا هویت ماست و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ماست، ماحصل مردمی‌ترین انقلابی که در تاریخ رخ داد، جمهوری اسلامی است که برای ما مقدس است و البته در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع می‌کنیم از مردم و رای و حقوق مردم دفاع می‌کنیم.»
رئیس دولت اصلاحات افزود:«معتقدیم کسانی که به رای مردم معتقد نیستند ، با این انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانه‌اند؛ این راه و رسم ماست و صحبت ما این است بیاییم همین قانون اساسی را پیاده کنیم.»
وی با طرح این سئوال که «چرا قانون اساسی زیر پا گذاشته می‌شود؟»، گفت:«مگر قانون اساسی اجازه فعالیت تشکل‌ها، اظهانظر و حضور آزاد مردم را نداده است؟ مگر ما با شیوه‌هایی که پیامبر و ائمه داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند، مگر حضرت امیرالمومنین با بدترین مخالفانش برخورد می‌کرد حتی اگر بدترین ناسزاها را می‌شنید؟ چرا به قانون اساسی عمل نمی‌شود؟»
خاتمی تاکید کرد:« قانون اساسی برای رای مردم، انتخابات آزاد و رقابتی، حق مسلم برای مردم گذاشته و وظیفه مسلم برای مسئولان نظام ایجاد شده است، حال اگر کسی اعتراض داشته باشد که این اصل درست پیاده نشده جواب آن برخورد تند و سخت نیست.»
رئیس جمهور سابق کشورمان سپس گفت:«بیایید به همین قانون اساسی برگردیم، البته در صورتیکه تفسیر دل به خواهی از آن نشود، کسانی از آن نگهبانی کنند که به مردم و معیارهای قانون اساسی اعتقاد داشته باشند و تحت تاثیر جریانات بیرونی قرار نگیرند و رفتارهایی نکنند که مخالف روح و حتی نص صریح قانون اساسی باشد و اگر شد بسیاری ازمشکلات حل خواهد شد.»
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«ما دلمان برای ایران می‌سوزد، ایرانی که با امکاناتی که دارد باید سربلند و سرفراز باشد و متاسفیم که باید بگوییم این امکانات نه تنها درست به کار نرفته بلکه بسیاری از آنها تلف شده و از بین رفته است، می‌توان قاطعانه گفت مسیری که در این مدت طی کردیم از جمله دور شدن از اهداف چشم انداز بیست ساله است.»
وی ادامه داد:«آن چه برای ما تاثرآور است این است که رفتارهایی شود و سیاست‌هایی در پیش گرفته شود که چهره نظام و جمهوری اسلامی را خدشه‌دار کند.»
سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:«اگر با خواست مردم همسو شویم کم هزینه‌تر و سریع‌تر به هدف می‌رسیم و اگر نشویم این حرکت ادامه خواهد داشت ولی با هزینه‌های زیادتری، اما در هر حال این حرکت از بین نخواهد رفت.»
وی یادآور شد:«مطمئن باشید از این راه نه مردم بر می‌گردند نه آن کسانی که با همه وجود به این مسائل اعتقاد دارند، فضاهای ایجاد شده می تواند به زیان همه تمام شود.
رئیس جمهور سابق کشورمان افزود:«حداقل انتظار ما این بود با تحولی که در قوه قضاییه ایجاد شد شاهد تحولی در رفتارها هم نسبت به بازداشت‌ها و بازداشت‌شدگان و هم کسانیکه به حقوق مردم تجاوز کردندبشود و شاهد تغییر فضای موجود در جامعه که فضای بسیار مسموم و بدی است ؛باشیم وجریان خاصی که امکاناتی که متعلق به ملت است را در اختیار گرفته به این فضا دامن می‌زند باشیم وهنوز هم امیدواریم که شاهد این تحول باشیم.»
وی تصریح کرد:«امیدوارم در یک فضای امن آزاد با حفظ اصول و معیارها همه کسانی که علاقه‌مند اصل اسلام و ایران هستند و سرمایه‌های اصیل مملکت هستند با حفظ حق و حقوقشان بتوانند در عرصه حضور داشته باشند و ما هم می‌خواهیم با موضع انتقادی و اعتراضی‌ام نسبت به آنچه هست حضور داشته باشیم و معتقدم آنچه هست مطابق معیارهای قانون اساسی و انقلاب اسلامی نیست.»
رئیس دولت اصلاحات یادآور شد:«اصلاحاتی که من می‌گویم اصلاح انحرافات با معیار قانون اساسی و معیار خط امام هست و اگر انحرافی در این زمینه ایجاد شده می‌خواهیم با انتقاد، باگفتن، با میدان دادن به کسانیکه دلبستگی‌های اینچنینی دارند اصلاح شود.»
وی تاکید کرد:«اگر راه اصلاح اینچنینی برای وفاداران به قانون اساسی و اسلام بسته شود، راه برای جریاناتی باز می‌شود که اصل را هم قبول نخواهند داشت و نگرنی‌ام از این است که بزرگترین زیان و خسارت بزرگ به اصل انقلاب و جمهوری وارد شود که انشالله وارد نخواهد شد.»
سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«آنهایی که به اصول و معیارها معتقدند، هیچ‌وقت مایوس نمی‌شوند البته که باید توکل به خدا داشت، راه را درست تشخیص داد و آمادگی پرداخت هزینه برای راه درست را داشت.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/22ساعت 4:8  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 
امام علی عليه ‏السلام می فرمایند:

لا تَقْسِروا اَوْلادَكُمْ عَلى آدابكُم ، فَاِنَّهُمْ مَخْلوقونَ لِزَمان غَيْرِ زَمانِكُم

آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحميل نكنيد، زيرا آنان براى زمانى غير از زمان شما آفريده شده ‏اند


شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج20، ص267، ح102

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

صِفَةُ العاقِل اَنْ يَحْلُمَ عَمَّنْ جَهِلَ عَلَيْهِ وَ يَتَجاوَزَ عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ يَتواضَعَ لِمَنْ هُوَ دونَهُ وَ يُسابِقَ مَنْ فَوقَهُ فى طَلَبِ البِرِّ وَ اِذا اَرادَ اَنْ يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ فَاِنْ كانَ خَيْرا تَكَلَّمَ فَغَنِمَ وَ اِنْ كانَ شرّا سَكَتَ فَسَلِمَ وَ اِذا عَرَضَتْ لَهُ فِتْنَةٌ اِستَعصَمَ بِاللّهِ وَ اَمْسَكَ يَدَهُ وَ لِسانَهُ وَ اِذا رَاْى فَضيلَةً اِنتَهَزَ بِها لا يُفارِقُهُ الحَياءُ وَ لا يَبْدو مِنْهُ الْحِرْصُ فَتِلْكَ عَشْرُ خِصالٍ يُعْرَفُ بِهَا الْعاقِلُ.


ويژگى عاقل اين است كه در برابر رفتار جاهلانه بردبارى كند، از كسى كه به او ظلم كرده درگذرد، در برابر زير دست خود متواضع باشد، با بالا دست خود در طلب نيكى رقابت كند، هرگاه بخواهد سخن بگويد بينديشد، اگر خوب بود بگويد و سود برد و اگر بد بود سكوت كند و سالم ماند، هرگاه با فتنه‏اى روبه‏رو شود به خدا پناه برد، دست و زبان خود را نگاه دارد، هرگاه فضيلتى ببيند آن را غنيمت شمارد، شرم و حيا از او جدا نشود و حريص نباشد، اينها ده خصلت‏اند كه عاقل با آنها شناخته مى‏شود.

تحف العقول، ص 28

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

مَنْ رَزَقَهُ اللّه‏ُ حُبَّ الاَئِمَّةِ مِنْ اَهْل بَيْتى فَقَدْ اَصابَ خَيْرَ الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ، فَلا يَشُكَّنَّ اَحَدٌ اَنَّهُ فِى الْجَنَّةِ فَاِنَّ فى حُبِّ اَهْل بَيْتى عِشْرينَ خَصْلَةً عَشَرَةٌ مِنْها فِى الدُّنْيا وَ عَشَرَةٌ مِنْها فِى الآخِرَةِ

هر كس كه خداوند محبت امامان از اهل بيت مرا نصيب او كرده بى‏گمان به خير دنيا و آخرت دست يافته و بدون شك در بهشت خواهد بود، پس هيچ يك (از شيعيان) نبايد در اين كه اهل بهشت است شك كند؛ زيرا در دوستى اهل بيت من بيست ويژگى است كه ده مورد آن در دنيا و ده مورد آن در آخرت است.

بحارالأنوار، ج 27، ص 78، ح 12

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/09ساعت 11:58  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 
www.tabnak.ir بدک نیست یه سر بزنید!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/09ساعت 11:54  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 

۲۵ میلیارد دلار کجا رفته؟

اختلاف فاحش آمار فروش نفت بين

 بانك مركزي و وزارت نفت :


25 ميليارد دلار گم شده

 

با انتشار آمارهاي بانك مركزي درباره وضعيت صادرات و واردات ايران در سال هاي گذشته شكاف آمار رسمي در درون دولت بازتر شد. اين شكاف در كسب درآمدهاي نفتي به اوج مي رسد به طوري كه تفاوت آماري اعلام شده از سوي بانك مركزي و وزارت نفت در چهار ساله فعاليت دولت نهم به بيش از 27 ميليارد دلار مي رسد؛ تفاوت رقمي بالا و عجيب و غريب در انتشار آمار از سوي دو منبع رسمي.بنا بر گزارش بانك مركزي كه مرجع اصلي آمار درخصوص حوزه هاي كلان اقتصاد به حساب مي آيد ايران در سال هاي 84 تا 87 حدود 279 ميليارد دلار درآمد از محل فروش نفت و گاز به دست آورده است در حالي كه اين رقم از سوي وزارت نفت نزديك به 256 ميليارد دلار اعلام شده است. البته در محاسبات وزارت نفت آمار فروش گاز محاسبه نشده اما كيست كه نداند فروش گاز در چهارساله گذشته در بهترين شرايط به دو ميليارد دلار مي رسد زيرا حداكثر توانايي ايران در شرايط كنوني صادرات گاز به ارزش 500 ميليون دلار در سال است. با اين حساب اگر دو ميليارد دلار درآمد حاصله از فروش گاز از رقم كلي كاسته شود تفاوت آمار در فروش نفت ايران از سوي بانك مركزي و وزارت نفت به 25 ميليارد دلار مي رسد. مسوولان پاسخ مي دهند چرا دو مرجع اصلي كه يكي متولي فروش نفت ايران و ديگري كه مسوول خزانه است در اعلام اصلي ترين منبع درآمدي كشور چنين اختلاف فاحشي با هم دارند. برابر قانون وزارت نفت بايد درآمدهاي حاصل از فروش نفت را به خزانه بانك مركزي واريز كند، بنابراين به طور طبيعي نبايد چنين تفاوت آماري وجود داشته باشد اما مقايسه آمارهاي اعلام شده از سوي دو مرجع نشان مي دهد درآمدهاي اعلام شده از طرف وزارت نفت 25 ميليارد دلار كمتر از بانك مركزي است. آمارهاي منتشرشده از سوي اين دو مرجع در جزييات سالانه به خوبي اين تفاوت آماري را آشكار مي كند. در آمار اعلام شده از سوي بانك مركزي درآمدهاي نفتي در سال 84 برابر 53 ميليارد و 820 ميليون دلار بوده اما وزارت نفت براي همين سال رقم 51 ميليارد دلار را براي فروش نفت اعلام كرده است. در واقع آمار اعلام شده از سوي بانك مركزي بيشتر از وزارت نفت است. در سال 85 اين رابطه معكوس شده و بانك مركزي درآمد نفتي ايران را 62 ميليارد دلار گزارش كرده اما وزارت نفت اين رقم را 65 ميليارد و 600 ميليون دلار اعلام كرده است. بنابراين در سال دوم رقم وزارت نفت از بانك مركزي بيشتر است. از سال 86 به بعد شكاف رقمي اعلام شده از سوي دو مرجع عمق بيشتري مي يابد، به طوري كه بانك مركزي در گزارش خود از درآمد 81 ميليارد و 567 ميليون دلاري نفت سخن مي گويد اما وزارت نفت درآمد نفت را 66 ميليارد دلار عنوان مي كند. در سال 86 تفاوت رقمي يكباره به عددي نزديك به 15 ميليارد دلار مي رسد كه تفاوت قابل ملاحظه يي است. سال 87 هم بر همين قاعده ادامه يافته است. وزارت نفت از طريق مجراي رسمي خود درآمد نفت را 73 ميليارد دلار اعلام كرده اما بانك مركزي از رقمي نزديك به 82 ميليارد دلار خبر مي دهد. به اين ترتيب در سال 87 هم شكاف رقمي معادل هشت ميليارد دلار را شاهد هستيم؛ شكافي كه فعلاً كسي نمي داند ريشه آن در چيست؟

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/04ساعت 10:11  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 

جوک واقعی اینهاست  از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

اصل پنجاه و ششم قانون اساسي: حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است و هيچ‌كس نمي‌تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد.

اصل نهم قانون اساسي: در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي و تماميت ارضي ايران كمترين خدشه‌اي وارد كند و هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزادي‌هاي مشروع را هر چند يا وضع قوانين و مقررات سلب كند.

 اصل بيست سوم قانون اساسي: تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ‌كس را نمي‌توان به صرف داشتن عقيده‌اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد.

 اصل بيست و چهارم قانون اساسي: نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آنكه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشند. تفصيل آن را قانون معين مي‌كند.

اصل بيست و پنجم قانون اساسي: بازرسي و نرساندن نامه‌ها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفني، افشاي مخابرات تلگرافي و تلكس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها،‌استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون.

اصل سي و دوم قانون اساسي: هيچ‌كس را نمي‌توان دستگير كرد مگر به حكم و ترتيبي كه قانون معين مي‌كند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذكر دلايل بلافاصله كتبا به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداكثر ظرف مدت 24 ساعت پرونده مقدماتي به مراجع صالحه قضايي ارسال و مقدمات محاكمه در اسراع وقت فراهم گردد. متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي‌شود.

اصل سي و هشتم قانون اساسي: هرگونه شكنجه براي گرفتن اقرار براي كسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت،اقرار يا سوگند مجاز نيست و چنين شهادت و اقرار و سوگندي فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از اين اصل قانون مجازات مي‌شود.

 اصل سي و ششم قانون اساسي: حكم به مجازات و اجراي آن بايد تنها از طريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.

 اصل سي و پنجم قانون اساسي: در همه دادگاه‌ها طرفين دعوي حق دارند براي خود وكيل انتخاب نمايند و اگر توانايي انتخاب وكيل را نداشته باشند بايد براي آنها امكانات تعيين وكيل فراهم گردد.

 اصل يكصد و شصت‌و هشتم: رسيدگي به جرائم سياسي و مطبوعاتي علني‌است و با حضور هيات منصفه در محاكم دادگستري صورت مي‌گيرد. نحوه انتخاب شرايط، اختيارات هيات منصفه و تعريف جرم سياسي را قانون براساس موازين اسلامي معين مي‌كند.

اصل بيست و هفتم قانون اساسي: تشكيل اجتماعات وراهپيمايي‌ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است..

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/04ساعت 10:8  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 

درد دل یک رزمنده

 

آقای احمدی نژاد،شما با کدام مجوز و در اِزای چه دستاوردی،

نماد جنگ ایران را بر گردن این ... سیاسی آویختید؟ 

هنوز بسیارند فرزندان شهدای جنگ که تنها یادگار پدر رزمنده شان چپیه ( چفیه ) خونینی است که بوی مردانگی و غیرت از آن استشمام میگردد. چفیه برای همیشه نماد و یادگار جنگی است که فرزندان این آب و خاک با سپرهای سینه هاشان در مقابل دشمن ایستادند و از خاک کشورمان مردانه پاسداری کردند. چفیه یار همیشگی همه دلاورمردان جنگ بود که در گرمای طاقت فرسای جنوب از آفتاب سوختگی و گرمازدگی جلوگیری میکرد . بوقت طعام سفره بود و بوقت نماز سجاده. آقای احمدی نژاد شما با کدام مجوز و در اِزای چه دستاوردی چپیــــه نماد جنگ ایران را بر گردن هوگـــو چاوز این سیاسی آویختید. آقای احمدی نژاد چفیه در بین ملت ایران دارای حرمت و ارزش میباشد و شما نه تنها مجاز نبوده و نیستید که بمنظور سیاسی کاری،این نماد مقدس را بر گردن این مردک بیاویزی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/02ساعت 10:45  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 
 امام باقر عليه ‏السلام می فرمایند:

ما بَينَ الحَقِّ وَ الباطِلِ اِلاّ قِلَّةُ العَقلِ. قيلَ: وَ كَيفَ ذلِكَ يَابنَ رَسولِ اللّه‏ِ؟ قالَ: اِنَّ العَبدَ يَعمَلُ العَمَلَ الَّذى هُوَ لِلّهِ رِضا فَيُريدُ بِهِ غَيرَ اللّه‏ِ فَلَو اَنَّهُ اَخلَصَ لِلّهِ لَجاءَهُ الَّذى يُريدُ فى اَسرَعَ مِن ذلِكَبه.

 ميان حق و باطل جز كم ‏عقلى فاصله نيست. عرض شد: چگونه، اى فرزند رسول خدا؟ فرمودند: انسان كارى را كه موجب رضاى خداست براى غير خدا انجام می ‏دهد، در صورتى كه اگر آن را خالص براى رضاى خدا انجام می ‏داد، زودتر به هدف خود می رسيد تا براى غير خدا.
 

محاسن، ج 1، ص 254، ح 280 .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/02ساعت 9:29  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 

چرا اینهمه اسراف در راهپیمایی ها و تبلیغات؟ چرا اینهمه کاغذهایی که 3-4 ساعتی به دست گرفته شده و سپس به زیر پا می روند. چرا اینهمه هزینه های هنگفت که هدر می دهیم. آیا با کمتر کردن آنها نمی توان مبارزه کرد؟ آیا با هزینه کردن آن برای خانواده های فقیر نمی توان فقر را و در نتیجه کفر را از بلاد مسلمین دور کرد. یعنی ما دیگر نیازمندی نداریم که اینگونه بیت المال را هدر می دهیم. وظیفه ما چیست؟؟ وظیفه اینجا سکوت است؟

 آیا این اسراف موثرتر است یا اینکه خرج طرح های بسیار سودمند دانشجویان و دانشمندان شود تا بیشتر به خودکفایی برسیم؟! آیا با این کار دشمن بیشتر خوشحال می شود یا عصبانی؟ آیا با رسیدن خودکفایی نسبی در چند دانش به خودکفایی کامل رسیدیم که الان این همه شعار آن را می دهیم؟ آیا اسلام به ما سفارش کرده است که اینهمه هزینه تنها برای شعار دادن و کری خواندن صرف کنیم؟ آیا این اعتدال است که اسلام مزین به آن است؟

آیا با شعارو فریاد خالی می توان کفر را نابود کرد؟شاید بتوان اما زمان بر است و حال آنکه زمان را نباید برای تدارک ظهور از دست داد و حال آنکه در این زمان از دست رفته چه ظلم ها که نمی شود و چه ظالم ها که جسورتر نمی شوند. چه برتری ها که دیگران نسبت به ما پیدا نمی کنند که دشمنان و کفار نیز عده ای از آنانند.  آری عمل بیشتر بسیار موثرتر است تا شعاری که به جای آن داده شود و چه زیباست تبعیت شعار از عمل که اعتدال بین این دوست.

 

نقل قول, حرف دل بنده خدایی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/29ساعت 11:39  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 
زمامدار حكومت اسلامی از نگاه علی(ع)

 رضا حاجی‌آبادی

چهارده قرن پس از جامعه مدنی رسول اكرم(ص) در مدينه النبی، حكومت‌های اسلامی با اشكال گوناگون زمام امور مسلمين جهان را بر عهده گرفته‌اند. آنچه واضح است اين است كه تمامی اين دول اسلامی و زمامدارانشان اعتقاد دارند صاحب قانونی‌ترين شكل حكومت اسلامی هستند.

اثبات اين اعاها كه تعداد آن به تعداد تمامی حكومت‌های به ظاهر اسلامی است مشكل است. اما به نظر می‌رسد با نگاه به سيره و روش اميرالمومنين علی (ع) به عنوان زمامدار مسلمان كه آوازه نحوه حكومت وی شهره عام و خاص است می‌تواند تعريفی درست از يك حاكم مسلمان ارائه كند.

مسلمين پس از رحلت پيامبر

هنگامی كه پيامبر اسلام در سن 63 سالگی در بستر بيماری افتاده بود، هنوز اسامه ـ اين فرمانده جوان - در اطراف مدينه اردو زده و منتظر آمدن مسلمانان به سپاه بود. علی (ع) در كنار بستر پيامبر شاهد از دست رفتن كسی بود كه همانند پدری دلسوز بزرگش كرده بود و مثل يك برادر بزرگتر پشتيبانش بود.خود او در اين باره چنين مى‏گويد: «رسول خدا جان سپرد در حالى كه سر او بر سينه من بود و شستن او را عهده‏دار گرديدم و فرشتگان ياور من بودند و از خانه و پيرامون آن فرياد مى‏كردند. پس چه كسى سزاوارتر است بدو از من چه در زندگى و چه پس از مردن

در حالى كه على و بنى‏هاشم در خانه پيغمبر و از فراق او اشك مى‏ريختند، گروهی از مهاجر و انصار از گوشه و كنار به راه افتادند و در سقيفه بنى ساعده گرد آمدند تا تكليف حكومت را روشن كنند. اغلب اين مسلمانان مى‏دانستد، سنت اسلامى است كه در شستن، نماز خواندن و به خاك سپردن مرده شتاب كنند و انجام چنين مراسم درباره رسول خدا(ص)فضيلتى ديگر دارد. اما اين گروه به خانه پيغمبر نرفتند و بازماندگان او را تسليت نگفتند؟ و هنوز بدن او را به خاك نسپرده بودند كه همچشمى آغاز شد. اغلب اين بزرگان در حجه الوداع همراه و همسفر پيامبر بودند و هنوز واقعه غدير خم برايشان تازگی داشت ، اما به دلايل فراوان يا اين واقعه را به فراموشی سپرده بودند و يا از كنار آن بی اعتنا گذشته بودند.

انصار می گفتند:«ما پيغمبر را خوانديم. او را پناه داديم و ميان ما زندگى كرد و درگذشت، پس حكومت حق ماست

قريش می‌گفتند: «ما خويشان پيغمبريم. او از قريش است و ما از قريش پس حق او به ما مى‏رسد


همه در فكر خود بودند و هيچكس بدين نينديشيد كه رسول خدا خود در اين باره چه گفته بود. هنگامی كه جدال بالا گرفت، ابوبكر با خواندن روايتى كه«امامت خاص قريش است.»، انصار را از ميدان به در كرد.انصار هم يكدل و يك سخن نبودند.أوس كه با خزرج رقابت ديرينه داشت و نمى‏توانست پيروزى قبيله رقيب را ببيند،با قريش هم آواز شد .بعضى مهاجران حاضر هر يك به ديگر تعارف كرد و سرانجام ابوبكر را پيش افكندند.نتيجه آنكه در آن مجلس شيوخ عرب على(ع) را كه دو ماه پيش پيغمبر او را به جانشينى خود گمارده بود به دلايل واهی مثل كشته شدن سران برخی اقوام در جنگ‌های صدر اسلام توسط آن حضرت، ايشان را از خلافت محروم ساختند.

علی (ع) مناسب‌ترين زمامدار حكومت اسلامی بعد از پيامبر

على (ع) بعد از بعثت رسول خدا (ص) تا رحلت آن حضرت يعنى در طول 23 سال، همواره همراه، همراز و همكار پيامبر بود، در سيزده سال قبل از هجرت (در بحران مبارزه شديد با مشركان) شريك تنگاتنگ غم‌هاى پيامبر بود، بيشترين دشواری‌ها و رنج‌هاى اين دوره را تحمّل كرد و ده سال بعد از هجرت به سوى مدينه، يگانه مدافع اسلام و پيامبر از شر مشركان بود و براى حفظ جان (و هدف) پيامبر با كافران جنگيد و در اين راستا جانش را در طبق اخلاص نهاد و فداى پيامبر و سپر بلا براى اسلام كرد. هنگام رحلت رسول خدا، على (ع) تنها 33 سال داشت.

در آن روزها شايد هيچكس به اندازه خود حضرت علی (ع) از حق وی برای بدست گرفتن زمام امور مسلمين آگاه نبود، اما او 25 سال سكوت كرد و تا زمانيكه همه مسلمين با اصرار به گردش حلقه نزدند و در يك رفراندوم عمومی او را انتخاب نكردند بر مسند خلافت تكيه نزد. همين برگزيده شدن توسط مردم يكی از تفاوت‌های اساسی بين وی و سه خليفه پيش از خودش بود كه با حكم شيوخ و سران قبايل انتخاب شده بودند.

حضرت در باره نسبت خود با پيامبر اكرم گفته است: شما از خويشاوندی و نسبت من با نزد رسول خدا آگاه هستيد. آنگاه كه كودك بودم مرا در كنار خود و بر سينه خويش جای داد و مرا در بستر خود می‌خواباند طوريكه كه تنم را به تن خود می‌سود و بوی خوش خود را به من می‌رساند. گاهی اوقات چيزی را می جويد و سپس به من می‌خوراند.... من در همواره در پی او بودم چنانكه بچه شتر در پی مادرش می‌رود.... هنگامی كه در هيچ خانه‌ای بجز خانه رسول خدا و خديجه مسلمانی يافت نمی‌شد من سومين مسلمان بودم ..

اولين حكومت مردمی و اسلامی

همان‌طور كه پيشتر گفته شد حضرت علی (ع) با اينكه خود را افضل‌ترين فرد برای حكومت اسلامی می‌دانستند اما 25 سال صبر كردند و عليه خلافت ديگران قد علم نكردند. بدون شك ايشان توانايی براندازی خلفای سه گانه را با يك شورش، ترور و يا چيزی شبيه آن داشتند اما در طی اين سال‌ها نه تنها اينكار را نكردند بلكه در برخی امور زمامداری و نيز اجرای احكام الهی با آنها همكاری نيز كردند.

دلايل اين صبر بيش از حد ايشان بعدها در كلام آن حضرت با تعبير «ديدم شكيبايی در ظلمت برای حفظ دين محمد(ص) شايسته تر از ستيز است » آمده است. يكی معروف‌ترين خطبه‌های آن حضرت خطبه شقشقيه است كه در آن اميرالمومنين علی (ع) بخشی از گلايه‌های خود را درباره ماجرای خلافت بيان می‌كند.

حضرت می‌فرمايد: «به خدای سوگند كه فلانی (ابوبكر) جامه خلافت بر تن راست كرد در حالی كه می‌دانست جايگاه من در خلافت همچون جايگاه محور در سنگ آسياست و سيل خرد و دانش از دامنه كوهسار وجود من فرو می ريزد.

ناچار از آن چشم پوشيدم و كناره گرفتم چه بر دوراهی واقع شده بودم، دوراهی كه با دست بريده به پيكار برخيزم و يا در ميان اين تيرگی‌های كور كننده صبر و شكيبايی پيشی گيرم. آنگاه كه ديدم شكيبايی در آن ظلمت شايسته‌تر از ستيز است، با آنكه می‌دانستم ميراثم را به غارت می برند مانند كسی كه خار در چشمش نشسته و استخوان در گلويش است بردباری پيشه كردم ...»

اميرالمومنين علی (ع) در جايی ديگر نيز به طور شفاف اعلام می كند كه هدفش از پذيرفتن زمامداری امور مسلمين نه حسادت و كسب قدرت و نه كسب مال دنياست بلكه اصلاح دين و حمايت از ستم ديدگان است. حضرت در بخشی از خطبه 131 خود می‌فرمايد: «خدايا! تو خود می‌دانی آنچه بر ما رفت{ در داستان پذيرش خلافت} نه به خاطر شوق كسب قدرت بود و نه كسب چيزی بيشتر از دنيا بلكه می خواستيم نشانه‌های دين را به جايی بود بنشانيم و نشانه‌های اصلاح را در شهرها ظاهر كنيم تا بندگان ستم ديده‌ات ايمنی را حس كنند و حدود معطل مانده‌ات اجرا گردد

آنچه از محتوای اين خطبه‌ها و نيز نامه آن حضرت به مالك اشتر بر می‌آيد اينست كه حكومت و زمامداری فی نفسه برای اميرالمومنين علی (ع) دارای ارزش و اعتباری نيست، بلكه آنچه برای ايشان مهم است ماندگاری دين اسلام و مملكت اسلامی، اجرای حدود الهی، ايجاد امنيت و رفع ظلم است.

در بخشی از نامه ی آن حضرت به مالك اشتر در خصوص عدم اعتراض ايشان به خلافت ديگران چنين آمده است: «پس وقتی مردم برای بيعت با فلان ازدحام كردند دست از مردم و كارشان بازداشتم {چراكه } ديدم {در اين صورت } سركشان از اسلام سر می پيچند و مردمان را فرامی‌خوانند تا دين محمّد (ص) را از ميان بردارند

بدون ترديد اصلی‌ترين تفاوت خلافت حضرت علی (ع) با سه خليفه پيش از وی همين مردمی بودن و دموكراسی بودن حكومت اوست. به عبارت ديگر اگر چه خلفای پيش از وی با حكم شيوخ و بزرگان بر مسند حكومت اسلامی نشستند اما می‌توان گفت حكومت اسلامی اميرالمومنين(ع) اولين حكومت جمهوری و اسلامی بعد از پيامبر بود.

جايگاه مردم در اين حكومت اسلامی تا جايی است كه برابر روايات، اكثر مسلمانان در اين رفراندم عمومی برای انتخاب ولی امر مسلمين شركت كردند. هجوم مردم برای انتخاب ايشان به حدی بود كه حسنين زير دست و پای مردم افتادند.

شايد تعبير ديگری كه از اين شيوه عمل حضرت می‌توان برداشت كرد اين باشد كه از ديدگاه ايشان زمامداری مسلمين بدون كسب اكثريت آراء مردمی مقبوليت ندارد.

شرايط زمامدار حكومت اسلامی از نگاه علی (ع)

در جامعه مدنی اسلامی همانند حقی كه والدين بر فرزند و نيز فرزندان بر پدر و مادر خود دارند، حكومت بر مردم حقی دارد و همچنين مردم بر حكومت حقی دارند.

هرچند اين حقوق دو طرفه در جوامع غربی بصورت قانون‌های مختلف از جمله قوانين اجتماعی و قانون اساسی در آمده است ، اما حضرت علی (ع) در چهارده قرن پيش اين حقوق را به بهترين شكل خود مدون ساخته است.

ايشان در خطبه 34 خود زمانيكه مردم را برای نبرد با معاويه آماده می‌كند می‌فرمايد: «ای مردم همانا كه شمار را بر من حقی است و مرا به شما حقی؛ حق شما بر من اينست كه خيرخواه شما باشم و نياز شما را از خزانه ملت چنانكه در خور است برآورم و شما را تعليم دهم تا نادان نمانيد و آداب آموزم تا بدانيد. اما حقی كه من بر شما دارم اينست كه در پيمان بيعت وفادار باشيد و در حضور و غيبت من خير خواه من باشيد و هنگامی كه شما را بخوانم به دعوت من پاسخ گوييد و چون فرمان دهم بپذيريد و انجام دهيد

چهارده قرن پيش علی (ع) از حق داشتن آموزش و پرورش رايگان، به تعبيری نظام بيمه ای و خدمات مالی به مردم و حق داشتن آينده ای روش بعنوان تكاليف اوليه يك زمامدار حكومت اسلامی نسبت به مردمش گفته است. در كنار اين هم مردم اين جامعه را موظف دانسته كه به دستورات زمامدار خود گردن نهند.

در نامه‏ای كه به عامل آذربايجان می‏نويسد چنين می‏فرمايد: «و ان عملك ليس لك بطعمه و لكنه فی عنقك امانه و انت مسترعی‏ لمن فوقك ليس لك ان تفتات فی رعيته

مبادا بپنداری كه حكومتی كه به تو سپرده شده است يك شكار است كه به‏ چنگت افتاده است، خير، امانتی برگردنت گذاشته شده است و ما فوق تو از تو رعايت و نگهبانی و حفظ حقوق مردم را می‏خواهد. تو را نرسد كه به استبداد و دلخواه در ميان‏ مردم رفتار كنی.

در خصوص شرايط و وی‍گی‌های يك زمامدار حكومت اسلامی اميرالمومنين علی (ع) سخنان فراوانی دارند كه در ادامه برخی از اين خصوصيات را با هم مرور می‌كنيم.

1-زمامدار حكومت اسلامی بايد از هوس‌های دنيوی دوری كند:

حضرت علی (ع) در نامه‌ای كه به اسود پسر قطيبه حاكم حلوان (يكی از شهرهای ايران در نزديكی سرپل ذهاب) اعلام می‌كند فرمانروا اگر از هوس‌های خويش پيروی كند از راه عدل دور می‌شود. ايشان در اين باره می‌فرمايند: «اما بعد، چون حاكم را هواهای نفسانی فراگيرد او را از عدالت باز دارد.... و بدان دنيا خانه آزمايش است، خانه‌ای كه ساكن در آن ساعتی را {از امتحان‌های پی در پی} در آرامش نخواهد بود .

از حقوقی كه ير عهده‌داری آن است كه بر هوی و هوس خويش چيره باشی و در كار توده مردم با نهايت كوشايی عمل نمايی

2-بخيل نباشد:

در بخشی از خطبه 131 آن حضرت پس از اينكه دلايل قبول خلافت را عنوان می‌كند برخی از شرايط زمامدار حكومت اسلامی را بيان می‌كند. بدون شك اگر فردی بخيل عهده دار حكومت شود چشم طمع به اموال مردم خواهد داشت. ايشان در اين باره می فرمايند: «و همانا دانستيد كه: سزاوار نيست كسی كه بر جان و ناموس، غنيمت‌ها و احكام و پيشوايی مسلمانان ولايت دارد بخيل باشد چه در آن حال در مال‌های آنها حريص می‌گردد

3-زمامدار حكومت اسلامی نادان و ستمكار نباشد:

جهل و ستمكاری دو صفت است كه اغلب همراه با هم هستند. بدون شك حاكمی كه دانا نباشد ميزان ستم او بر مردمش بيش از يك حاكم داناست. حضرت در بخش ديگری از همين خطبه می فرمايند:« { زمامدار حكومت اسلامی} نبايد نادان باشد تا به سبب اين نادانی مسلمانان را به گمراهی بكشاند. او نبايد ستمكار باشد تا مردم از روی ستم پريشان روزگار گرداند

در فرمان معروف ، خطاب به مالك اشتر می‏نويسد :

« و لا تقولن انی مؤمر آمر فاطاع فان ذلك ادغال فی القلب و منهكه للدين و تقرب من الغير»

مگو من اكنون بر آنان مسلطم ، از من‏ فرمان دادن است و از آنها اطاعت كردن ، كه اين عين راه يافتن فساد در دل و ضعف در دين و نزديك شدن به سلب نعمت است .

4-زمامدار حكومت اسلامی بايد عادل بوده و اهل رشوه نباشد:

عدالت يكی از مهم‌ترين وی‍‍ژگی‌های حاكم اسلامی است كه او را از ساير زمامداران جدا می كند. اميرالمومنين علی (ع) در اين باره می فرمايد: «{ زمامدار حكومت اسلامی} نبايد از روی بی عدالتی در تقسيم مال به مردمی زياد ببخشد و مردمی را محروم سازد. او نبايد برای اعلام حكم رشوه بگيرد تا حقوق مردم را پايمال نمايد. {چه در اينصورت} سنت را از بين برده و ملت را به هلاكت می اندازد.

در بخشنامه‏ای كه برای مامورين جمع آوری ماليات نوشته است پس از چند جمله موعظه و تذكر می‏فرمايد: « فانصفوا الناس من انفسكم و اصبروا لحوائجهم فانكم خزان الرعيه و وكلاء الامه و سفراء الائمه»

به عدل و انصاف رفتار كنيد، به مردم درباره خودتان حق بدهيد، پرحوصله باشيد و در بر آوردن حاجات مردم تنگ حوصلگی نكنيد كه شما گنجوران و خزانه داران رعيت و نمايندگان ملت و سفيران حكومتيد.

5-مهربان باشد

در بخشنامه‏های علی (ع) حساسيت عجيبی نسبت به عدالت و مهربانی به‏ مردم و محترم شمردن شخصيت مردم و حقوق مردم مشاهده می‏شود كه راستی عجيب‏ و نمونه است.

در بخشنامه ديگری كه به سران سپاه نوشته است چنين می‏فرمايد: «فان حقا علی الوالی ان لا يغيره علی رعيه فضل ناله و لا طول خص به و ان يزيده ما قسم الله له من نعمه دنوا من عباده و عطفا علی اخوانه»

لازم است والی را كه هر گاه امتيازی كسب می‏كند و به افتخاری نائل‏ می‏شود آن فضيلت‌ها و موهبت‌ها او را عوض نكند، رفتار او را با رعيت‏ تغيير ندهد بلكه بايد نعمت‌ها و موهبت‌های خدا بر او، او را بيشتر به‏ بندگان خدا نزديك و مهربان‌تر گرداند.

در فرمان معروف، خطاب به مالك اشتر می‏نويسد:

«و اشعر قلبك الرحمه للرعيه و المحبه لهم و اللطف بهم و لا تكونن‏ عليهم سبعا ضاريا تغتنم اكلهم، فانهم صنفان، اما اخ لك فی الدين او نظير لك فی الخلق

در قلب خود استشعار مهربانی، محبت و لطف به مردم را بيدار كن، مبادا مانند يك درنده كه دريدن و خوردن را فرصت می‏شمارد رفتار كنی كه‏ مردم تو يا مسلمانند و برادر دينی تو و يا غير مسلمانند و انسانی مانند تو . .

6-شجاعت يكی از ويژگی‌های زمامدار حكومت اسلامی:

اميرالمومنين علی (ع) قبل از تمامی جنگ‌هايی كه به‌خاطر امت و جامعه اسلامی داشت خطبه‌هايی رسا و غرا برای جنگجويان خود ايراد می‌كرد. با نگاهی گذار به اينگونه خطبه‌ها پی به شجاعت مثال زدنی آنحضرت به عنوان يك زمامدار حكومت اسلامی می بريم.

در جايی می فرمايد: «به خدای سوگند اگر من در حال با آنان {دشمن} رو به رو گردم كه سراسر روی زمين را فرا گرفته باشند، از آنان نه باك دارم و نه ترس

در فرازی ديگر می‌فرمايد: «به خدای سوگند كه به دشمن مجال نمی دهم و با تيغ شمشير ضربتی بر او می زنم كه كاسه سرش به پرواز درآيد و دست‌ها و پاهای او متلاشی گردد

7-حاكم اسلامی بايد انتقاد پذير باشد

در خصوص اين بعد از ابعاد شخصيتی زمامدار حكومت اسلامی اميرالمومنين علی (ع) سخنان قابل توجهی دارد كه از آن جمله می‌توان به نصيحت‌های آن حضرت به عثمان خليفه سوم اشاره كرد. تذكرات ايشان به خلافای سه گانه و علی الخصوص عثمان خليفه سوم از آنجا ناشی می‌شود كه از ديدگاه حضرت علی (ع) هر فرد جامعه اسلامی اين حق را دارد كه در خصوص حوادث و اتفاقات پيرامون اجتماع خود و نيز اشتباهات زمامدار به حاكم اسلامی تذكر دهد. برای مثال هنگامی آن حضرت به عنوان يك شهروند عادی نزد عثمان می‌رود به خليفه تذكر می‌دهد كه بايد در هنگام قضاوت با هر دو طرف دعوا به مساوات برخورد كند.

اميرالمومنين علی (ع) در بخشی از خطبه 164 خود خطاب به عثمان می‌گويدمردم پشت سر من اجماع كرده‌اند و مرا ميان تو و خود به ميانجيگری فرستادند. به خدا سوگند نمی‌دانم به تو چه بگويم؟ من چيزی نمی دانم كه تو از آن بی خبر باشی و تو را به كاری راهنمايی نمی كنم كه آن را نشناسی،

خدا را خدا را .. تو كور نيستی تا بينايت كنند. نادان نيستی تا تو را تعليم دهند. راه روشن است و علم‌های دين برپاست. پس بدان كه برترين بنده نزد خدا پيشوای دادگری است كه هم هدايت شده باشد و هم هدايت كند و سنت معمول را بر پای دارد و بدعت ناشناخته را بميراند»

*******************************************************************
منبع: خبرگزاری قرآنی (ایکنا)

منابع:

نهج البلاغه خطبه 192 قاصعه

نهج البلاغه خطبه شماره 192 قاصعه

نهج البلاغه خطبه شماره 3

نهج البلاغه خطبه شماره 131

نامه شماره53 انحضرت به مالك اشتر نخعی

نهج البلاغه خطبه شماره 34

نهج البلاغه بخش نامه‏ها ، نامه5

نهج البلاغه بخش نامه‏ها ، نامه شماره 59

نهج البلاغه خطبه شماره 131

نهج البلاغه خطبه شماره 131

نهج البلاغه بخش نامه‏ها ، نامه . 51

نهج البلاغه بخش نامه‏ها ، نامه . 51

نهج البلاغه خطبه
164.


منبع: سايت تابناك

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 10:12  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 
سه نشانه مومن

امام صادق عليه السلام فرمودند:

اِمتَحِنُوا شِيعَتَنا عِندَ ثَلاثٍ: عِندَ مَواقيتِ الصلَواتِ کيفَ مُحافَظَتُهُم علَيها، وعِندَ أسرارِهِم کيفَ حِفظُهُم لَها عَن عَدُوِّنا، و إلى‏ أموالِهِم کيفَ مُواساتُهُم لإِخوانِهم فيها

شيعيان ما را در سه چيز بيازماييد : در مواظبت بر اوقات نمازها ، در نگهدارى اسرارشان از دشمنان ما و در همدردى و کمک مالى به برادرانشان

ميزان الحکمه، باب صفات الشّيعه

+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/07ساعت 14:24  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 
اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمود:
«شش چيز خوب است، ليكن در شش كس بهتر است»
عدل خوب است، اما در رهبران بهتر،
صبر خوب است اما در فقرا بهتر،
ورع نيكو است اما در علما بهتر،
سخاوت خوب است اما در اغنيا بهتر،
توبه خوب است اما در جوان ها بهتر،
حياء نيكو است اما در زنان بهتر،

اميرى كه عدل ندارد مثل ابرى است كه باران ندارد،
فقيرى كه صبر ندارد مثل چراغى است كه نور ندارد،
عالمى كه ورع ندارد مثل درخت بى ميوه است،
ثروتمندى كه سخاوت ندارد مثل مكان بى علف است
جوان بدون توبه مثل جوبى كه آب ندارد
زنى كه حياء ندارد مثل غذايى است كه نمك ندارد.
من لايحضر الفقيه/ ج 1، ص 140./حديث384

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/05ساعت 10:56  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 

متن کامل پاسخ سانسور نشده علی مطهری به کیهان

آقای حسین شریعتمداری بخواند

در شماره پنجشنبه 15/5/88 روزنامه کیهان مقاله‌ای تحت عنوان «آقای علی مطهری بخواند» به نام آقای محمد امینی درج شده بود که چون شامل توجیه شرعی و ایدئولوژیک ظلم‌هایی است که در حوادث بعد از انتخابات از طرف نیروهای امنیتی کشور بر مردم روا داشته شد، سکوت درباره آن را جایز ندیدم و البته از اهانت‌هایی که به شخص اینجانب شده بود در می‌گذرم و پاسخ را خطاب به جناب آقای شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان می‌نویسم از آن جهت که با شناختی که از روزنامه کیهان دارم، می‌دانم که این گونه امور در این روزنامه به حکم ماهیت امنیتی آن به شکل پروژه دیده می‌شود که مثلا بناست فلان شخصیت یا فعال سیاسی را خراب کنیم و البته در این راه معمولا هدف وسیله را توجیه می‌کند و هم از آن جهت که سطرسطر این گونه مقالات بلکه همه مقالات سیاسی و اجتماعی که در کیهان درج می‌شود، باید مطابق میل جناب شریعتمداری باشد.

از نظر نگارنده اساسا کیهان اعتقادی به آزادی بیان ندارد و به خاطر کتمان حقایق و بی تفاوتی نسبت به ناراستی‌های حکومت، آن هم به بهانه حفظ نظام، از دوستان نادان و البته خیرخواه انقلاب اسلامی به شمار می‌رود و دوستیهای آن با انقلاب و ولایت فقیه از قبیل دوستی‌های خاله خرسه است که معمولا ضرر آن از نفع آن، دافعه آن از جاذبه آن و دشمن سازی آن از دوست سازی آن بیشتر است

برای نمونه، آیا در روزهای اخیر، کیهان به طور جدی درباره قتل ناجوانمردانه چند جوان در بازداشتگاه‌ها و لزوم معرفی و مجازات عاملان آن خبر یا مطلبی درج کرده است؟ هرچند برای پاسخ به نظرات اینجانب مجبور شده است اشاره ای به این موضوع بکند. همین مقدار هم نسبت به کیهان قابل تقدیر است، شاید هم از دست آقای شریعتمداری در رفته است.

از همین جا پاسخ اینجانب به این پرسش که چرا برخی مقاله‌هایم در روزنامه اعتماد ملی و مانند آن چاپ می‌شود روشن می‌شود و آن این است که اساسا کیهان و برخی روزنامه‌های دیگری که خود را اصولگرا نامیده‌اند، مقالات امثال اینجانب را که به دردهای جامعه می‌پردازد و با مذاق توجیه‌گر آنها سازگار نیست درج نمی‌کنند، چنان که کیهان بارها مقالات اینجانب را پس فرستاده است. زبان حال کیهان این است که ما مقالات شما را چاپ نمی‌کنیم، شما هم حق ندارید به روزنامه‌های دیگر بدهید و اگر دادید ما در ستون «کیهان و خوانندگان» از قول مردم! انتقاد می‌کنیم.

اما درباره مقاله مذکور، نویسنده محترم استدلال خود را بر چند پایه قرار داده است: اول این که همان طور که علی ـ علیه السلام ـ «حق مطلق» و معاویه «باطل مطلق» بود، در ماجرای اخیر نیز یک طرف حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است. بطلان این سخن آشکار است. دو طرف ماجرای اخیر حق و باطل را ممزوج کرده اند؛ گرچه کفه حق در یک طرف و کفه باطل در طرف دیگر برکفه مقابلش می‌چربد. حمایت ولی فقیه از یک طرف این ماجرا دلیل بر این نیست که آن طرف حق مطلق است و طرف دیگر باطل مطلق. مثلا همان طور که آقای موسوی با اصرار بر مسأله تقلب، مردم را تشویق به حضور در خیابان‌ها کرد و زمینه آشوب‌ها را فراهم نمود، آقای احمدی نژاد نیز با نحوه خاص مناظره خود با آقای موسوی و اتهام زنی به افراد غایب در آن جلسه، آغازکننده این ماجرا و عامل اصلی پدید آمدن فضای احساسی و هیجانی و تنگ شدن فضای عقل و تدبیر و زمینه‌ساز آشوب‌ها به شکل دیگر بود.

پایه دوم استدلال نویسنده محترم این است که در چنین میدانی که یک طرف، حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است، اهل حق از هر وسیله می‌توانند استفاده کنند و هر ظلمی در حق اهل باطل رواست. اگر جوانی را که برای تماشای تجمعی آمده یا در آن تجمع شرکت کرده و حداکثر شعار داده، گرفتند و به بازداشتگاه کهریزک بردند و پس از دو هفته جنازه او را در حالی که آثار ضرب و شتم روی آن باقی است و فک او را شکسته‌اند، تحویل خانواده‌اش دادند؛ خانواده‌ای که در این دو هفته از هر گونه اطلاع رسانی درباره فرزندش محروم بوده، مسأله مهمی نیست، بلکه حقش بوده چون اهل باطل بوده است!

پایه سوم استدلال نویسنده آن مقاله این است که مسئولیت وارد آمدن صدمه جسمی و حتی قتل این گونه افراد به عهده رهبران گروه باطل است که اینها را به میدان آورده‌اند؛ گرچه اهل حق از بدترین روش‌های غیرمجاز استفاده کرده باشند. سخن معاویه در جنگ صفین که پس از شهادت عمار یاسر و سخت شدن کار بر او (چون پیامبر (ص) درباره عمار فرموده بود تو را گروه سرکش خواهند کشت) گفت، عمار را علی کشت که او را به این جنگ آورد، این سخن از نظر نویسنده آن مقاله در صورتی که معاویه اهل حق بود و علی ـ علیه السلام ـ اهل باطل. درست بود، مهم این است که در گروه اهل حقیم یا اهل باطل.

بطلان این مطلب نیز بدیهی و آشکار است. اساسا اهل حق یا باطل بودن در این مسأله دخالتی ندارد، سخن در این است که عمار یاسر مستقیما به دست چه گروهی کشته شد، لشکر معاویه یا لشکر علی؟ در ماجرای امروز ما نیز سخن در این است که افرادی مانند محسن روح الامینی و محمد کامرانی که در اثر رفتار خشونت بار در بازداشتگاهها به قتل رسیده اند مستقیما توسط چه گروهی شکنجه و کشته شده اند و این ظلم بزرگ متوجه کدام گروه است؟ اگر این افراد به تشویق آقای موسوی به خیابان آمده باشند، در واقع آقای موسوی اینها را سالم به بازداشتگاه تحویل داده است، چرا خانواده آنها باید جنازه شان را تحویل بگیرند؟! اگر توجیهات نویسنده مقاله را بپذیریم، اصلا مردم در هیچ مسأله‌ای حق اعتراض ندارند و اگر اعتراض کنند می‌توان با آنها به هر نحوی برخورد کرد و حتی آنها را کشت زیرا آنها اهل باطلند و ما اهل حق!

ممکن است گفته شود در یک بحران اجتماعی این گونه حوادث که به دست مأموران خاطی پدید می‌آید، طبیعی است. در پاسخ می‌گوییم: بله، ما هم قبول داریم که گاهی به دست مأموران خودسر چنین حوادثی پدید می‌آید، همچنان که در جریان فتح مکه به دست مسلمین، پیامبر اکرم (ص) اصرار داشتند که این کار بدون درگیری و خونریزی انجام شود اما خالد بن ولید، یکی از فرماندهان سپاه اسلام، در گوشه‌ای از مکه به خاطر دشمنی‌های شخصی یک درگیری ایجاد کرد و هشت نفر را کشت، اما مهم این است که پس از چنین حوادثی وظیفه ما چیست؟

آیا باید مانند روزنامه کیهان به بهانه حفظ نظام این حوادث را کتمان کنیم که گویی اتفاقی نیفتاده است، یا باید مانند پیغمبر اسلام عذر تقصیر به درگاه خدا ببریم و از این کار تبری بجوییم و خسارات وارده به مردم را جبران کرده و مجرم را مجازات کنیم، همچنان که رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی فرمودند کسانی به نام رهبری وارد کوی دانشگاه شدند و کارهایی کردند که دل انسان را خون می‌کند و در جای دیگر دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک و مانند آن و به تازگی دستور حمایت از آسیب دیدگان و مجازات آسیب زنندگان را صادر نمودند.

اما متأسفانه مسئولان مربوط، این دستورات را جدی نمی‌گیرند، زیرا تفکرشان مانند نویسنده مقاله کیهان این است که با معترضین به روند انتخابات اخیر چون اهل باطلند، هر گونه‌ای که بخواهیم می‌توان رفتار کرد و دستورات رهبری صوری است، در حالی که همان طور که رهبر انقلاب خوب تشخیص داده‌اند، تنها راه فروکش کردن این بحران این است که مقصران دو طرف ماجرا مجازات شوند. لذا علاوه بر رسیدگی به اتهامات محرکان این حوادث، باید مأموران و فرماندهانی که مرتکب این فجایع شده‌اند با نام و نام خانوادگی و عکس در صدا و سیما و روزنامه‌ها معرفی شوند و مجازات آنها که از سوی دادگاه تعیین می‌شود اعلام گردد و ترتیبی اتخاذ شود که مردم مطمئن شوند که این مجازات‌ها انجام می‌شود نه مانند داستان قتل‌های زنجیره‌ای و قتل زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب که معلوم نشد کار قاتلان و خاطیان به کجا انجامید.

نکته دیگر اینکه نویسنده مقاله کیهان به اینجانب اعتراض کرده است که چرا به شهادت 9 تن از بسیجی‌ها و مظلومیت آنها توجه ندارید. پاسخ این است که رذالت آن گروه اندک که اعتراض آرام را تبدیل به اغتشاش کردند و به اموال عمومی آسیب رساندند و بسیجیان نورانی ما را به شهادت رساندند، امری بدیهی است و مورد اختلاف نیست. به علاوه این بسیجیان شهید که اکنون ما در پرتو فداکاری آنها و همرزمانشان در آسایشیم و مقاله می‌نویسیم و خانواده‌های آنها، حامی و پشتیبانی به نام نظام جمهوری اسلامی دارند و نیازی به حمایت امثال بنده ندارند.

ما از مقتولان و مظلومانی سخن می‌گوییم که حامی ندارند و عده‌ای می‌خواهند قتل و ظلم به آنها را به نام حفظ نظام و اهل باطل بودن توجیه کنند. اینجاست که سکوت جایز نیست و سخن علی ـ علیه السلام ـ به یاد می‌آید که وقتی به اوخبر رسید که لشکر معاویه به شهر انبار تعرض کرده و خلخالی را از پای یک زن یهودی و اهل ذمَه که تحت حمایت حکومت اسلامی است بیرون آورده‌اند فرمود: اگر یک مسلمان پس از شنیدن این واقعه از غصه بمیرد، از نظر من مورد ملامت نیست. اگر ما شیعه علی هستیم چگونه می‌توانیم درباره جنایات اخیر ساکت بمانیم؟! اگر از غصه بمیریم مورد ملامت نیستیم.

از اینها گذشته، ما می‌توانستیم این بحران را به گونه‌ای مدیریت کنیم که بسیاری از این شهادت‌ها و قتل‌ها و آسیب‌ها اتفاق نیفتد. می‌توانستیم آن هیجان عظیم معترضان را که به دنبال تبلیغات انتخاباتی و خصوصا مناظرات نامناسب و گاه ناجوانمردانه به اوج خود رسیده بود، با دادن چند مجوز تجمع و ادامه مناظرات درباره روند انتخابات در صدا و سیما به تدریج فرو بنشانیم و با مردم عادی که مسأله‌دار و دچار شبهه شده بودند و واقعا فکر می‌کردند که در انتخابات تقلب شده با احترام برخورد کنیم، آنگاه می‌دیدیم که مهار این بحران به دلیل رشد اجتماعی و هوش بالای مردم ما کار چندان مشکلی هم نبوده است.

شما به سکوت در برابر به خاک افتادن «بسیجی» معترضید، ولی ما علاوه بر آن، به بر خاک افکندن «بسیج» به خاطر رو در رو قرار دادن آن با مردم عادی معترضیم.

به خاطر داریم که چند سال پیش در سالگرد حادثه 18 تیر در حوالی دانشگاه تهران و کوی دانشگاه به مدت پنج شب گروهی از مردم در خیابان‌ها شعار می‌دادند و خودروها بوق می‌زدند و تجمعاتی برپا بود، اما در این پنج شب حتی یک قطره خون از بینی کسی نیامد، زیرا مدیریت آن بحران به عهده فرد عاقلی به نام قالیباف فرمانده وقت نیروی انتظامی بود. اما وقتی ما مدیریت بحران اخیر را به دست افرادی مانند طائب می‌دهیم که با باتوم بیشتر مأنوس است تا فکر و عقل و تدبیر، نتیجه همین خواهد بود. اگر مدیریت انتظامی این بحران به دست افراد عاقل و باتدبیری چون سرداران قالیباف، طلایی، صفوی و علائی بود آنگاه درمی‌یافتیم که مدیریت بحران یعنی چه.

نکته آخر اینکه نویسنده مقاله کیهان اینجانب را به پیروی از روش شهید آیت‌الله مطهری توصیه کرده است. این توصیه ناشی از شناخت ناقص ایشان از آن متفکر شهید است. آن بزرگوار در همان دو ماهی که پس از پیروزی انقلاب در قید حیات بود روی این گونه مسائل بسیار حساس بود. به خاطر دارم زمانی که سران رژیم گذشته را محاکمه و مجازات می‌کردند ایشان به عنوان نزدیکترین یار امام خمینی (ره) و رئیس شورای انقلاب، با آقای خلخالی تماس گرفتند و او را مورد عتاب قرار دادند که چرا با بازداشت شدگان بدرفتاری شده است و ما حق هیچ گونه تعرضی به آنها را نداریم، مجازات آنها همان است که دادگاه تعیین می‌کند.

به هر حال، در شرایط حساس امروز همه باید تلاش کنیم کشور را به سوی آرامش و کار و تلاش و تولید سوق دهیم.
کلام خود را با سخنی از امیر المؤمنین (ع) خطاب به مالک اشتر پایان می‌دهم:

«
از خونريزى بپرهيز، و از خون ناحق پروا كن، كه هيچ چيز همانند خون ناحق عذاب الهى را نزديك و مجازات را بزرگ نمى‏كند و نابودى نعمت‏ها را سرعت نمى‏بخشد و زوال حكومت را نزديك نمى‏گرداند، و روز قيامت خداى سبحان قبل از رسيدگى اعمال بندگان، نسبت به خون‏هاى ناحق ريخته شده داورى خواهد كرد، پس با ريختن خونى حرام، حكومت خود را تقويت مكن، زيرا خون ناحق، پايه‏هاى حكومت را سست مى‏كند و بنياد آن را بركنده به ديگرى منتقل می‌سازد»

alimutahhari@gmail.com

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/23ساعت 10:32  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 

واقعیت‌های کهریزک چه وقت آشکار خواهد شد؟

منبع :tabnak.ir

نکته‌ای که در این بخش بیانیه اذهان عمومی را درگیر کرده، این است که آیا نظارت بر بازداشتگاه‌های نیروی انتظامی در حیطه وظایف بازرسی کل ناجا نبوده است و اینکه آیا تاکنون گزارشی از این بازداشتگاه به آگاهی مسئولان نیروی انتظامی نرسیده است؟... شفاف سازی در این مورد خاص، با صراحت و صداقت از سوی مسئولان نیروی انتظامی ضمن آنکه به بازسازی وجهه آسیب دیده این نیرو در ماجرای این بازداشتگاه کمک خواهد کرد، حقی است که برای مردم و به ویژه آسیب دیدگان در این بازداشتگاه وجود دارد.

کلی‌گویی مسئولان و روشن نکردن واقعیت‌های بازداشتگاه کهریزک، سبب شده است تا ضمن تقویت احساس بی اعتمادی مردم، داستان سرایی‌هایی درباره آنچه در این بازداشتگاه رخ داده، صورت پذیرد که به شدت افکار عمومی را تخریب می‌کند.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، پس از آنکه رهبر انقلاب در دستوری ویژه خواستار پیگیری وضعیت بازداشتگاه کهریزک شدند، آن وقت مشخص شد که پشت پرده این بازداشتگاه حوادث هولناکی رخ داده است که بیان آنها اعتراضات شدیدی را به دنبال داشت.

هرچند در روزهای نخست، همه ارگانها تلاش می‌کردند تا خود را از مدیریت این بازداشتگاه مبری بدارند، اما سرانجام پس از چند روز نیروی انتظامی مسئولیت آن را پذیرفت و با چند روز تاخیر، بار دبگر در بیانیه ای هر چند کلی، تلاش کرد این گونه اعلام کند که با مأموران خاطی برخورد خواهد شد؛ هرچند که در پایان همین بیانیه، مقصران اصلی این رخدادها را «اغتشاشگران» و «تحريك‌كنندگان» نامید.

در آغاز این بیانیه آمده است: به دنبال دستور مقام معظم رهبري مبني بر تعطيلي بازداشتگاه كهريزك و بررسي حوادث بازداشتگاه توسط هيأت ويژه شوراي عالي امنيت ملي، به دستور فرمانده نيروي انتظامي تيم ويژه‌اي توسط بازرسي كل ناجا، همزمان مسئول پيگيري موضوع شد.

نکته‌ای که در این بخش بیانیه اذهان عمومی را درگیر کرده، این است که آیا نظارت بر بازداشتگاه‌های نیروی انتظامی در حیطه وظایف بازرسی کل ناجا نبوده و اینکه آیا تاکنون گزارشی از این بازداشتگاه به اطلاع مسئولان نیروی انتظامی نرسیده است؟ یا اینکه آیا آن زمان که به دلیل اشباع بودن دیگر بازداشتگاه‌ها به اجبار تعدادی از افراد را به این بازداشتگاه منتقل کرده‌اند، مسئولان نیروی انتظامی در جریان نبوده‌اند و اینکه چه مقامی در نیروی انتظامی این دستور را صادر کرده است؟

این‌ها بخشی از پرسش‌هایی است که این روزها در محافل عمومی مطرح می‌شود و البته پرسش‌های دیگری که در ادامه این گزارش به آنها پرداخته خواهد شد.

بنا بر این گزارش، در بندهای چهارگانه آخرین اطلاعیه ناجا درباره وضعیت بازداشتگاه کهریزک و مسائل پیرامون آن مواردی تأمل‌برانگیز به چشم می‌خورد، مانند اینکه: شماري از دستگيرشدگان اغتشاشات 18 تير به زندان اوين برده مي‌شوند، ولي به خاطر محدوديت پذيرش، تعدادي از آنها به صورت موقت به بازداشتگاه كهريزك منتقل مي‌شوند كه با توجه به شرايط يادشده اصولا اعزام بازداشتي‌ها به اين بازداشتگاه‌ها درست نبوده است. یا اینکه: محدوديت پذيرش بازداشتگاه و اضافه شدن دستگيرشدگان 18 تير باعث تراكم جمعيت در بند بازداشتي‌ها شده و شرايط نامساعد زيستي و بهداشتي موجبات آزار و اذيت آنان را فراهم مي‌آورد.

در بخش دیگر این بیانیه آمده است: برابر بررسي‌هاي انجام شده و مصاحبه با بازداشت‌شدگان و مطلعان، سهل‌انگاري و تخلف تعدادي از مسئولان، مأموران و كاركنان بازداشتگاه كهريزك و رده‌هاي نظارتي محرز مي‌باشد؛ بنابراين ضمن تشكيل و تكميل پرونده برای فرستاده شدن به مراجع قضايي براي افراد فوق اقدامات تنبيهي درون‌سازماني به شرح ذيل اعمال شد: عزل و تنبيه مسئولان بازداشتگاه به دليل پذيرش بازداشت‌شدگان بيش از ظرفيت بازداشتگاه، عدم انعكاس محدوديت‌ها و مشكلات به سلسله مراتب، بي‌توجهي و نبود نظارت و كنترل بر زيرمجموعه و عدم توجه به تدابير ابلاغ شده در خصوص نحوه نگهداري و مراقبت از بازداشت‌شدگان.

- عزل و تنبيه دو نفر از مسئولاني كه در انجام وظايف نظارتي و كنترلي كوتاهي و سهل‌انگاري داشته‌اند.
-
برخورد و تنبيه دو نفر از افسران نگهبان وقت به دليل اقدام خودسرانه در تنبيه بدني بازداشت‌شدگان.
ـ تنبيه انضباطي تعداد ديگري از مسئولان و مأموراني كه به صورت مستقيم و غيرمستقيم در ايجاد شرايط به وجود آمده نقش داشته‌اند."

هرچند اقدامات فرماندهی ناجا در رسیدگی به وضعیت این بازداشتگاه و تخلفات صورت گرفته،البته پس از دستور ویژه رهبری ،امر مثبتی است اما این بیانیه نکاتی را در خود دارد و از سوی دیگر نکاتی را مغفول گذارده که اکنون مورد پرسش از سوی جامعه و فعالان اجتماعی و سیاسی است.

نخست اینکه ناجا تاکنون رسما اعلام نکرده است که چند نفر از دستگیر شدگان حوادث اخیر را به این بازداشتگاه اعزام داشته‌اند؟ دوم آن که آیا آزار و اذیت و ضرب و شتم بی رحمانه بازداشت شدگان تنها توسط دو افسر نگهبان صورت گرفته است؟ اگر بیش از این بوده است که البته معقول تر این است که بیش از دو نفر در چنین اقداماتی مشارکت کرده باشند،تکلیف دیگرخاطیانی که حتی اشاره ای به تعداد آنها هم نشده چه می‌شود؟ اینکه اگر رهبر انقلاب دستوری در باره رسیدگی به وضعیت این بازداشتگاه صادر نمی کردند آیا بازرسی ناجا نباید وارد عمل می‌شد؟ و اینکه چرا تا آن موقع هیچ گزارشی در این باره تهیه نشده است؟

این پرسش‌ها به یقین با این هدف بیان می‌شود که تلاش کنیم حقی از مظلومی ضایع نشود؛ بنابراین آیا مکانیسمی از سوی نیروی انتظامی برای شکایت کسانی که در این بازداشتگاه‌ها مورد ظلم، اهانت و بی حرمتی قرار گرفته‌اند تعبیه شده است؟

در همین باره، حميدرضا كاتوزيان، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نیز گفته است: در مورد وقايع كهريزك يك بخش‌ قتل‌هايي است كه رخ داده و منجر به از بين رفتن تعدادي از جوانان اين كشور شده است كه در اين موضوع قانون روشن و شفاف است و صرف‌نظر از بحث سياسي بايد مورد بررسي قرار گيرد.
این پرسش نیز که از سوی یک نماینده مجلس مطرح شده، از مواردی است که در بیانیه ناجا مغفول مانده است.

البته این بخش از سخنان کاتوزیان هم اهمیت خاصی دارد که گفته است: در اين موضوع فرمانده‌ي ناجا مسئول است و بايد پاسخگو باشد و اين‌ را كه عنوان شود نمي‌دانستيم، بنده درست نمي‌دانم؛ زيرا بارها گزارش روزانه به او داده مي‌شود.


وي همچنین بیان داشته: ‌در قانون كشور مشخص شده كه چگونه بايد با جاني برخورد شود، لذا اين‌كه بخواهند تنها دو نفر از افسران را بگيرند و بازداشت كنند، نه فرزندان خانواده‌ها زنده مي‌شوند و نه توهيني كه به نظام جمهوري اسلامي شده توسط اين افراد، به اين وسيله پاك مي‌شود."

به نظر می‌رسد اکنون که موضوع بازداشتگاه کهریزک حساسیت افکار عمومی را برانگیخته جای آن دارد که فرمانده نیروی انتظامی یا یکی از مقامات ارشد آن، با حضور در رسانه ای مانند تلویزیون به طور شفاف و صادقانه، به بیان واقعیت‌های موجود در باره بازداشتگاه کهریزک بپردازد زیرا اگر طبق ادعای مسئولان این نیرو تخلفات صورت گرفته تنها از سوی برخی عوامل انتظامی بوده و به عنوان یک رویه اعمال نمی شده است، این شفاف سازی خدمت به مأموران و تشکیلات نیروی انتظامی خواهد بود چرا که نگه داشتن جامعه در بی اطلاعی و ابهام، سبب داستان سرایی‌ها و انتشار شایعاتی غلو آمیز در خصوص وضعیت این بازداشتگاه و برخورد مأمورین با بازداشت شدگان خواهد شد که این موضوع نه برای نیروی انتظامی و نه وجهه نظام در عرصه ملی و بین‌المللی خوشایند نخواهد بود.

بر پایه این گزارش، اکنون بسیاری از رسانه‌های بیگانه و برخی سایت‌های اینترنتی با دادن اطلاعات و تحلیل‌هایی که به نظر می‌رسد، برخی از آنها بزرگنمایی شده است، ادعا می‌کنند دیگر بازداشتگاهها نیز وضعیت مشابه ای با کهریزک داشته و یا اینکه بازداشتگاه‌هایی متعلق به این نیرو و یا سایر ارگان‌هاست  که نظارتی بر آنها نبوده و وضعیتی مشابه کهریزک دارند.

بنابراین به نظر می‌رسد، شفاف سازی در این مورد خاص، با صراحت و صداقت از سوی مسئولان نیروی انتظامی ضمن آنکه به بازسازی وجهه آسیب دیده این نیرو در ماجرای این بازداشتگاه کمک خواهد کرد، حقی است که برای مردم و به ویژه آسیب دیدگان در این بازداشتگاه وجود دارد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/23ساعت 9:17  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 

سبب غیبت امام عصر(عج) خودمان هستیم

گفتارهای کوتاهی از آیت الله العظمی بهجت (ره)

لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد. * ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد. * دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است. * در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد! * با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظره است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟! * هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می‌دانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی - هر چند ضعیف - خدمتش می‌فرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم! * علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد. * انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست! * چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است! * خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است. * مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد. * افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند! * امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزیرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد. * قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست! * اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود! * به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه. * آری، تشنگان را جرعۀ وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشنۀ معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟! * ائمه (علیهم السلام) فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید! * تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است. * چه قدر بگوییم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد! * هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطۀ فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد. * خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم! * آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟! * اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟! * با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها - اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسطۀ فیض؛ حضرت حجّت (علیه السلام)، رجوع کرد. * حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید! * راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/23ساعت 9:6  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 

پس وای بر آنها که مطالبی را با دست خود می نویسند و به مردم میگویند : این نوشته از جانب خدا آمده است. تا به وسیله ی این نوشته های بی اعتبار بهای ناچیزی به دست آورند،پس وای بر آنچه دست هایشان مینویسد و وای بر آنها از مقدار مالی که از طریق آن به دست می آورند.

سوره بقره آیه ۷۹


و لا تقف ما لیس لک به علم

و از آن چیزی که بدان علم نداری، پیروی نکن.

 

قرآن کریم

 

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:

 يُبعَثُ كُلُّ عَبد على ما ماتَ عَلَيهِ، اَلمُؤمِنُ عَلى إيمانِهِ وَ المُنافِقُ عَلى نِفاقِهِ

 هر بنده‏اى بر همان چيزى كه در درون داشته و با آن از دنيا رفته، برانگيخته مى‏شود، مؤمن بر ايمانش و منافق بر نفاقش.

 

 امام حسین علیه السلام می فرمایند: 

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کُلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ

 بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.  فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476

 

امام رضا(ع) می فرمایند:

مَن أَرادَ أَن لايُوذيَهُ مِعدَتُهُ فَلا يَشرَب بَينَ طَعامِهِ ماءً
هر كس می‏خواهد معده ‏اش آزارش ندهد، در بين غذا آب نخورد.

فقه الرضا ص 346

امام علی(ع) می فرمایند:

اَلمُتَّقونَ فيها (فِى الدُّنيا) هُم اَهلُ الفَضائِل مَنطِقُهُمُ الصَّوابُ وَ مَلبَسُهُمُ الاِقتِصادُ وَ مَشيُهُمُ التَّواضُعُ
تقواپيشگان، در دنيا اهل فضايلند، گفتارشان راست و درست، روششان ميانه ‏روى و رفتارشان متواضعانه است.

 نهج البلاغه، از خطبه 184

امام علی(ع) می فرمایند:

مَن جارَ قَصُرَ عُمرُهُ .
هر كس ظلم كند، عمرش كوتاه می‏شود.

عيون الحكم والمواعظ ، ص 429، ح 7334

امام صادق (ع) می فرمایند:

مَا كَلَّمَ رَسولُ اللّه‏ِ صلی ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله اَلعِبادَ بِكُنهِ عَقلِهِ قَطُّ، قَالَ رَسُولُ اللّه‏ِ صلی ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله : اِنّا مَعاشِرَ الاَْنبياءِ اُمِرنا اَن نُـكَلِّمَ النّاسَ عَلى قَدرِ عُقولِهِم
رسول خدا صلى ‏الله‏ عليه‏ و ‏آله هرگز با مردم به اندازه عقل خود سخن نگفتند و فرمودند: ما پيامبران مأموريم كه با مردم به اندازه عقل و فهمشان سخن بگوييم

كافى، ج 1 ، ص 23

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/02ساعت 9:37  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 

مقصر سقوط هواپیما کیست؟

س. اصغری

نکته اول

یافتن علت دقیق سانحه و شناسایی حلقه های گوناگونی که در شکل گیری آن نقش داشتند کاری نیست که در طی یک یا دو روز بتوان آن را انجام و به پایان رساند. کارشناسان آموزش دیده و مجرب می بایست کلیه اطلاعات و شواهد را جمع آوری نموده و نسبت به بررسی بقایای هواپیما و سوابق تعمیراتی هواپیما بپردازند. آنها باید جلسات کارشناسی متعددی را با مدیران و کارکنان شرکت بهره بردار هواپیما (کاسپین)، مأمورین برج مراقبت، و کارشناسان کمپانی طراح هواپیما برگزار کنند و حتی در صورت نیاز از کارشناسان خبره بررسی سوانح دیگر کشورها نیز دعوت کنند. مجموعه این فعالیت ها می تواند منجر به تعیین علت دقیق سانحه شود.

نکته دوم

هنگام رویدادن سانحه ای به بزرگی سانحه توپولوف 154 شرکت کاسپین، که معمولاً از چنین سوانحی با عنوان "سوانح سازمانی" یاد می شود، نمی توان گفت که سانحه صرفاً ناشی از یک علت ساده مثلاً خطای خلبان، یا خطای تعمیراتی بوده است. عوامل متعددی، از سیاست گذاری های کلان کشور گرفته تاسیستم مدیریت حاکم بر شرکت بهره بردار (یا همان ایرلاین)، یا حتی سیستم نظارتی که مجوز های بهره برداری از هواپیما را به ایرلاین اعطا کرده است، در آفرینش و شکل گیری سانحه نقش دارند. سیاست گذاری های غلط و اشتباهات مدیریتی با اینکه به مدت طولانی وجود دارند ولی معمولاً بلافاصله منجر به سانحه نمی شود. از این عوامل معمولاً تحت عنوان خطاهای نهان یا شرایط پنهان (Latent Conditions) یاد میشود که متأسفانه در بررسی های سوانح در ایران همواره فراموش می شود.

نکته سوم

بر اساس الزامات سازمان ایکائو (انکس 13 کنوانسیون شیکاگو) که ایران هم عضوی از آن است، کلیه حوادث و سوانح هوایی می بایست بصورت مستقل مورد بررسی و موشکافی دقیق قرار گیرد با این هدف که علل آفریینده حادثه یا سانحه شناسایی و برای پیشگیری از رویدادهای مشابه در آینده پیشگیری شود. با عنایت به این موضوع به نظر می رسد کشور ما در این زمینه قدری با الزامات ایکائو فاصله دارد. در حال حاضر نمی توان به این سؤال که: در ایران کدام نهاد یا سازمان مسئول انجام بررسی های مستقل در خصوص حوادث یا سوانح هوایی است؟، پاسخ داد. به نظر می رسد ایجاد یک سازمان مستقل و مقتدری که عهده دار امور ایمنی نه تنها در بخش هوایی، بلکه در کلیه حوزه های حمل و نقل باشد، ضروری است.

پیشنهاد بنده تأسیس سازمانی است تحت عنوان "سازمان ملی ایمنی در ترابری" که ریاست آن مستقیماً توسط رییس جمهور انتخاب می شود. کارشناسان چنین سازمانی باید تسلط کامل به امر ایمنی، تکنیک های بررسی سوانح، و تمام زوایای صنعت حمل و نقل داشته باشند. شاخه های تخصصی این سازمان می تواند شامل حوزه های هوایی، جاده ای، ریلی و دریایی باشد. در صورت تشکیل چنین سازمانی که تقریباً در بیشتر کشور های دنیا نیز چنین است، متولی بررسی سوانح مشخص خواهد شد بگونه ای که ایمنی پیوسته در بخش راه و ترابری توسط این سازمان زیر ذره بین قرار خواهد گرفته و هم اینکه الزام سازمان ایکائو برآورده خواهد شد.

نکته چهارم

همانطور که در نکته سوم اشاره شد، هدف اصلی از الزام ایکائو در بررسی سوانح پیشگیری از رویداد های مشابه در آینده است. همچنین در مستندات ایکائو عنوان شده است که هدف یافتن مقصرین و معرفی ایشان به مراجع قضایی نیست. بنابر این گزارشی که در پیوند با هرگونه بررسی سانحه تحت الزام انکس 13 ایکائو شکل می گیرد نباید در مراجع قضایی مورد بهره برداری قرار گیرد و نبایستی بر پایه آن افراد را متهم کرد. در صورتی که مراجع قضایی نیاز به بررسی دارند میبایست اینکار را خودشان و با متخصصین خودشان اینکار را انجام دهند.

نکته پنجم

نکات بسیار مهمی هستند که در بررسی سانحه باید رعایت شوند. وضعیت لاشه هواپیما نباید دستکاری و جابجا شود. مخصوصاً کاکپیت هواپیما نقطه بسیار مهمی است که باید در همان وضعیتی که هست دست نخورده باقی بماند. در جمع آوری و انتقال لاشه هواپیما نباید عجله به خرج داد . در این میان نیرو های امنیتی می بایست به کمک کارشناسان بررسی سانحه بیایند و با محصور کردن محل سقوط از دسترسی افراد غیر کارشناس جلوگیری کنند. کارشناسان باید تا می توانند از زوایای مختلف و از قطعات مختلف لاشه هواپیما عکس و فیلم تهیه کنند. تهیه عکس هوایی برای پی بردن به چگونگی پراکندگی قطعات هواپیما می تواند بسیار مفید باشد. در صورت عدم موفقیت در پی بردن به علت سانحه با استفاده از بازخوانی ثبت کننده اطلاعات پروازی یا شنیدن آخرین مکالمات در کاکپیت هواپیما، سعی در باز سازی هواپیما با گردآوری قطعات و کنار هم چیدن آنها اطلاعات بسیار مهمی را می توان به دست آورد. باید تلاش نمود کلیه قسمت های مهم و حیاتی هواپیما را پیدا کرد. باید اطمینان حاصل نمود که همه اجزای هواپیما یافت شده اند. هرچه که یافت نشد می تواند کلید حل معما باشد.

نتیجه گیری
بررسی سانحه باید به شکل کاملاً سیستماتیک و با همکاری نزدیک نهاد های مختلف لشکری و کشوری و بر پایه الزامات سازمان ایکائو انجام شود. در این میان تأسیس سازمان مستقلی که در عین مقتدر بودن، بتواند به شکل مستقل نسبت به بررسی حوادث و سوانح در حوزة حمل و نقل بپردازد از اهمیت بالایی برخوردار است و میتواند یکی از برنامه های دولت در آینده باشد


انتقاد بی‌سابقه یک روحانی از اخلاق رئیس‌جمهور در سیما

طباطبائی در برابر دیدگان شگفت‌زده مجری ادامه داد: متأسفانه رئیس‌جمهور روز‌ پس از انتخابات در مقابل طرفدارانشان معترضان و مخالفان خودش و مقام سیادت را مسخره کرد و ...

استاد مشهور اخلاق جنوب شرق تهران، هنگامی که درباره سجایای اخلاقی پیامبر اکرم (ص) سخن می‌گفت، با اشاره به انتخابات و مسائل پس از آن، بی‌اخلاقی‌های انجام شده را به گونه‌ای کم نظیر نکوهش کرد.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، یکشنبه شب گذشته و در شب مبعث پیامبر اکرم(ص)، در برنامه پر طرفدار «این شب‌ها»، هنگامی که بحث بر سیره حکومتی پیامبر اکرم (ص) متمرکز شد، حجت‌الاسلام سید مهدی طباطبائی به ناگاه با اشاره به رفتار پیامبر اعظم پس از فتح مکه در برابر شعار نابجای مسلمانان که گفتند «الیوم یوم الملحمه» (امروز، روز انتقام است)، واکنش نشان داده و فرمودند: بگويید: «الیوم یوم المرحمه»؛ (امروز روز مهر ورزیدن و مهربانی است).

وی در ادامه افزود: من از آغاز قضایای انتخابات، قصد داشتم در یک برنامه تلویزیونی این موارد را بگویم. به نظر من، اگر رئیس‌جمهور پس از پیروزی در انتخابات، در سخنرانی که هفته پس از انتخابات کردند، مردم را دعوت به مهربانی می‌کردند، بسیاری از این فتنه‌ها رخ نمی‌داد.

طباطبائی در برابر دیدگان شگفت زده مجری ادامه داد: متأسفانه، رئیس‌جمهور روز پس از انتخابات در مقابل طرفدارانشان معترضان و مخالفان خودش و مقام سیادت را مسخره کرد و اگر این استهزا نبود، بسیاری از فتنه‌ها به راه نمی‌افتاد.

ایشان تأکید کرد: انسان نباید حرفی بزند که وزانت و سنگینی آدمی را کم کند.
این استاد اخلاق در پایان، در حالی که تلاش می‌کرد،  به یادآوری ذکر آداب شب مبعث بپردازد، به شدت بغض کرده بود و چندین بار از مردم درخواست کرد، حرفی نزنند که به فتنه منجر شود.

 

.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/01ساعت 8:48  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 

 

امام علی (ع): صداقت بالاترین سیاست است.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/26ساعت 8:22  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 

وای برکم فروشان!

 

منبع:http://mashgasheghi.blogfa.com/post-61.aspx

زندگی روزانه بدون دادوستد امکان ندارد. اما این دادو ستد چگونه باید باشد؟ خداوند در اولین آیه از سوره مبارک " مطففین"  می فرماید ؛ ویل للمطففین وای بر کم فروشان. سپس در دوآیه بعدی مطفف را به گرفتن کامل حق خویش و دادن کمتر از حق به دیگران معنا کرده است .

درشان نزول این سوره آمده است؛ هنگام ورود رسول خدا (ص) به مدینه مردم این شهر به کم فروشی مبتلا بودند که این سوره به آنان هشدار داده و انان را ازاین عمل زشت نهی کرده و مر تکبین آن را وعده عذاب داده است .

در حدیثی از امام صادق (ع) روایت شده است که ویل در قران هرجا آمده برای کفاربکار رفته است , " ازاین روایت استفاده می شود که کم فروشی بوی شرک می دهد" ( تفسیر نمونه ذیل تفسیر این سوره) .

آیا مطفف تنها شامل کسانی می شود که سرو کار شان باوزن وعدد است ویا شامل هرنوع دادوستد نیز می گردد ؟ به باور اکثر مفسران قران کریم از آن جای که " آیات قرآن کریم دارای معانی وسیع است " مخاطب این آیه شامل هر نوع دادو ستد است .

بنا براین ؛ مطفف در برگیرنده فروش جنس خراب بنام جنس خوب , گران فروشی , کم فروشی , کم کاری مامورین وسر دوانیدن ارباب رجوع , کم کاری کار گران , عدم ارایه درست خدمات در مقابل بهای اخذ شده ... وهرنوع روابط متقابل است.

همچنان ؛ آیات 181 تا 183 سوره شعرا و آیات 7و8 سوره الرحمن نیز درباره عدالت در معاملات می باشد.

گفتنی است که حدیثی از امام علی (ع) روایت شده که فرموده اند ؛ "تاجر فاجراست , فاجر درآتش , مگر آنانکه به مقدار حق شان از مردم بگیرند وحق مردم را بپردازند."

بیایید ! کلا خویش را قاضی قرار دهیم آیا در روابط خویش با دیگران مخاطب این هشدار خداوند قرار نداریم .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/24ساعت 7:51  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 

پیامبر اکرم (ص) میفرمایند:

ان اكبر الاثم عنداللّه أن يضيع الرجل من يقوت

بزرگترين گناهان در نظر خدا آن است كه مردي نانخور خود را سرگردان گذارد.

 

پیامبر اکرم (ص) میفرمایند:

أقلوا الدخول علي الاغنياء فانه احري أن لا تزدروا نعم اللّه عز و جل

پيش توانگران كمتر رويد زيرا در اين صورت نعمتهاي خدا را خوار نخواهيد شمرد

 

 

اتقوا الحجر الحرام في البنيان فانه اساس الخراب

از استعمال سنگ حرام در ساختمان بپرهيزيد كه مايه ويراني است

 

كنزالعمال ج15ص405ح41575

 


حضرت مهدی (عج) میفرمایند:

ما أزغم أنف الشيطان بشيء مثل الصلاة فصلها و ارغم أنف الشيطان

هيچ چيز مانند نماز بيني شيطان را به خاك نمي مالد پس نماز بگزار و بيني شيطان را به خاك بمال

 

بحارالانوار ج53ص182

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/23ساعت 7:51  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 

یک گاف کوچولو! 


به آن چه که آقای احمدی نژاد درطول انتخابات درباره دست آوردهای « جمهوری اسلامی» در26 سال اول حیاتش گفت نمی پردازم ولی فعلا ادعا می کند که «ملت ایران راه سی ساله و چهار ساله را مورد تأیید مجدد قرار دادند» . خوب بر منکرش لعنت. نمی دانم این دیگر چه حکمتی است که همین مردم که دوره 4 ساله را مورد تائید مجدد قراردادند الان از ایشان می شنوند که «باید در دولت تغییراتی ایجاد کرد و این تغییرات قابل توجه خواهد بود. ‌ما نیاز به تجدید آرایش تیم دولت داریم،چرا که باید ظرفیت‌های جدیدی ایجاد کنیم. باید خودمان را برای دوره جدید آماده کنیم. بنده همه همکارانم تشکر می‌کنم، بعضی از همکاران من خوب کار کردند و توانایی و آمادگی ادامه کار در دوره جدید را دارند، برخی هم هستند که خوب کار کردند اما برای دوره جدید که کار و تلاش، وسعت و عمق بیشتری دارد، توانایی ندارند. بعضی‌ها هم در حد انتظار مردم کار نکردند و طبیعی است که باید آرایش جدیدی ایجاد کنیم»
من فکر می کنم یک جای کار می لنگد. یعنی درشرایطی که خودش به این نکته ها اشاره می کند، آن وقت آیا به واقع مردم همه این بی کفایتی ها را تائید کرده اند! راستی شما چی فکر می کنید؟
بعدالتحریر:
برای این که ازیادمان نرود. خس و خاشاک کیه؟
این یکی را هم ببینید.!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/21ساعت 9:2  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 
نخبه گان پشتیبان مردم
۲۴۰ نخبه ایران اعتراض شدید خود نسبت به اقدامات آیت الله سید علی خامنه ای و محمود احمدی نژاد اعلام کرده اند

جمعه ۱۹ تير ۱۳۸۸

نامه 240 نخبه و برنده المپیادهای جهانی علمی

سرکوب دانشگاهیان و مردم را پایان دهید

۲۴۰ نفر از نخبگان علمی کشور و برندگان مدال های المپادهای علمی جهانی، با ارسال نامه سرگشاده ای خواستار خاتمه برخوردهای سرکوب گرانه با دانشگاهیان و مردم شدند.

این نخبگان، که هم اکنون در برجسته ترین دانشگاه های جهان به تحصیل و پژوهش مشغولند، در نامه خود آورده اند: "آن‌چه در روزهای پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ و به خصوص شنبه‌ ۳۰ خرداد بر زن و مرد این سرزمین رفت، راحت و خواب را بر وجدان‌های پاک حرام کرد. گروهی از مردم که تنها نارضایتیِ خود را از نتایجِ انتخابات اعلام می‌کردند، با اتکا به اصلِ ۲۷ قانونِ اساسیِ جمهوریِ اسلامی، با مسالمت‌جویی و بدون ایجاد هیچ تهدیدِ جانی و مالی و در غالبِ موارد با سکوت راه‌پیمایی کردند. تظاهرات میليونیِ مردم که بدونِ زد‌و‌خورد و در کمالِ آرامش برگزار شد حجت را بر همگان تمام کرد که هرگاه دولت به سرکوب مردم نپردازد هیچ خشونت و اغتشاشی رخ نخواهد داد و مردم بهتر از هر مقامِ مسوول، امنیت کشور را تضمین خواهند کرد."

امضا کنندگان نامه در ادامه آورده اند: "با کمالِ تاسف، نیروهای منتسب به ارگان‌های نظامیِ کشور با رفتارِ غیر قابل توجیه خود به سلب امنیت از این اجتماعات و کشتارِ مردم با شلیک مستقیمِ گلوله دست زدند. خشونت‌های این روزها بارِ دیگر تجربه‌ی تاریخیِ ملتِ ایران را ثابت کرد که بستن راه برای اعتراضات مسالمت‌آمیز و بررسی بی‌طرفانه این اعتراضات، ثمری جز ‌بر باد دادنِ مشروعیتِ حاکمان نخواهد داشت. به راستی آیا نمی‌شد به جای استفاده از قوه قهریه، از همان ابتدا با برقراری امنیت برای اعتراضات مردمی و با اطلاع رسانی شفاف، به خصوص از رسانه ملی، به حل مسالمت‌آمیز مشکلات پیش آمده اقدام کرد؟"

امضا کنندگان تصریح کرده اند: "دردآور است که دامنه این حرمت‌شکنی‌ها، دانش‌جویان، اساتید و محققین این مرز و بوم را نیز در بر گرفته است. تعدی به دانشگاه و خوابگاه‌های دانش‌جویان و بازداشت جمع کثیری از دانش‌جویان و متفکران کشور نشان از خاستگاه متحجرانه عاملین این فجایع دارد، که اندیشه اندیشه‌ورزان ما را تاب ندارند و با بستن همه راه‌های ارتباطی، هراس خود را از خبر‌رسانی و آگاه‌سازی مردم عیان ساخته‌اند. بی‌شک، مسوولیتِ اخلاقی، حقوقی و شرعی این برخوردها و سرکوب‌ها نه بر عهده کسانی است که به قصد صیانت از آرای مردم بر تلاش مدنی خود پافشاری می‌کنند، بلکه بر عهده مقاماتی است که فرماندهی این نیروهای خودسر و قاتلین مردم بی دفاع را در دست دارند. آیا مقصر دانستن معترضان و رهبرانی که شعارشان پرهیز از خشونت است، همان روشی نیست که حکومت‌های سرکوب‌گر در موارد مشابه و در توجیه جنایاتشان استفاده کرده‌اند و می‌کنند؟"

در بخش دیگری از نامه تاکید شده: "ما جمعی از فرزندان این آب و خاک که سال‌ها برای اعتلای نام کشور عزیزمان در عرصه‌های علمی فعال بوده‌ایم، سکوت را جایز ندانسته، این جنایات را به شدت محکوم می‌کنیم و خواستار توقف بدون قید و شرط سرکوب و کشتار مردم بی‌دفاع در خیابان‌های شهرهای میهن‌مان و دانش‌گاه‌ها هستیم. انتظار داریم که دانش‌جویان، روزنامه‌نگاران و فعالینِ سیاسیِ بازداشت‌شده‌ در روزهای اخیر، هر چه سریع‌تر آزاد شده و مسوولین تعرض به دانشگاه‌ها و اعتراضات مسالمت‌آمیز مردمی مجازات شوند. باور ماست که عدم پی‌گیری مسببان خشونت‌های ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و روزهای پس از آن موجب شده است که عاملین آن جنایات جری‌تر و در ابعادی وسیع‌تر، مدنی‌ترین اعتراضات را برنتابند و افسارگسیخته مال و جان مردم را مورد تعدی قرار دهند. از صدا و سیمای جمهوری اسلامی تقاضا داریم با توقف فرافکنی و دادن نسبت اغتشاش‌گر به عامه‌ی معترضان، نقش خود به عنوان رسانه ملی را به خاطر آورد و رسالت خویش در اطلاع‌رسانی بی‌طرفانه و خالی از تشویش و دروغ‌پردازی را جدی‌ بگیرد."

در خاتمه نامه آمده است: "تاکید می‌کنیم که از نظر ما فراهم آوردن زمینه برای تبادلِ آزاد اطلاعات و طرح نظرات و عقاید و از همه مهم‌تر امنیت دانش‌جویان، دانش‌گاهیان و متفکران از وظایف حکومت بوده و ابتدایی‌ترین شرط برای رشد علمی و اجتماعی کشور است. امید است که مسوولان، فرهیختگان و همه ما صبر، سکوت و اجتناب از خشونت را از خواهران و برادرانمان در سراسر ایران عزیز بیاموزیم."



اسامی امضاکنندگان به ترتیب حروف الفبا



1. عادل آهنین، دکتری مهندسی عمران و محیط زیست

2. علیرضا ابراهیم، دانشجو دکتری، دانشگاه تنسی ، رشته فایننس

3. احسان ابراهیمی، دانشجو دکتری، دانشگاه شیکاگو، رشته اقتصاد، طلا المپیاد ریاضی کشوری ۱۳۷۵

4. روح الله ابراهیمیان، دانشجو دکتری، دانشگاه ییل، رشته ریاضی، نقره المپیاد ریاضی جهانی ۱۳۷۵

5. مزدا احمدی، دانشجو دکتری، دانشگاه تگزاس آستین، رشته علوم کامپیوتر

6. یاشار احمدیان، پسا دکتری، دانشگاه کلمبیا ، رشته فیزیک، طلای المپیاد جهانی فیزیک سال ۱۳۷۷

7. سارا اخوان فرد، محقق فوق دکترا در دانشکده پزشکی هاروارد، دکتری ژنتیک مولکولی

8. احسان ادبی‌، دانشجو دکتری، دانشگاه برکلی، رشته برق و کامپیوتر

9. امین اربابیان، دانشجو دکتری، دانشگاه برکلی، رشته برق

10. آرش اسدپور، دانشجو دکتری، دانشگاه استنفورد، رشته علوم و مهندسی مدیریت

11. بهداد اسفهبد، دانشجو کارشناسی ارشد مدیریت دانشگاه تورنتو و مهندس نرم‌افزار شرکت ردهت، رشته علوم کامپیوتر، نقره المپیاد کامپیوتر جهانی ۱۳۷۸ - طلا المپیاد کامپیوتر جهانی ۱۳۷۹

12. محمد اسکندری، دانشجو دکتری، دانشگاه کلارک، رشته جغرافیای سیاسی

13. هادی اسمعیلزاده، دانشجو دکتری، دانشگاه تگزاس آستین، رشته علوم کامپیوتر

14. سید رضا افراز، محقق پسا دکترا دانشگاه ام آی تی، دکتری روانشناسی

15. بهمن افسری، دانشجو دکتری دانشگاه جانز هاپکینز، رشته مهندسی برق

16. علی افشاری، دانشجو دکتری، دانشگاه جورج واشنگتن، رشته مهندسی سیستم

17. پیمان افشانی، پسا دکتری، مرکز الگوریتم برای داده‌های بزرگ، دانمارک، دکتری علوم کامپیوتر، طلا المپیاد ریاضی کشوری

18. نیایش افشردی، محقق ممتاز موسسه فیزیک نظری پریمتر و دانشگاه واترلو کانادا، دکتری اخترفیزیک، نقره المپیاد فیزیک جهانی ۱۳۷۵

19. آرش افکانپور، دانشجو دکتری، دانشگاه آلبرتا کانادا، رشته علوم کامپیوتر

20. کیارش امیری، دانشجو دکتری، دانشگاه رایس، رشته برق

21. امين امين زاده گوهری، دانشجو دکتری، دانشگاه کالیفرنیا برکلی، رشته برق، طلای المپیاد ریاضی جهانی ۱۳۷۹

22. امید امینی، محقق, اکول نورمال سوپریور پاریس، دکتری علوم ریاضی، طلا المپیاد ریاضی‌ جهانی ۱۳۷۷

23. علی امینی، مدیر گروه تحقیقاتی پیش‌ بینی و بهینه سازی در آمریکا آنلاین، دکتری برق

24. وحید انتظاری، پژوهشگر مرکز مطالعات پیشرفته ارتوپدی، دانشکده پزشکی هاروارد ، دکتری ارتوپدی

25. شایان اویس قرن، دانشجوی دکترا دانشگاه استنفورد، رشته مدیریت، طلای المپیاد جهانی کامپیوتر۱۳۸۳ نقره المپیاد جهانی کامپیوتر ۱۳۸۲

26. مریم اهری، رزیدنت، پزشک

27. رضا ایمانی آسرایی، دانشجو دکتری دانشگاه بث انگلستان، رشته مهندسی مکانیک، طلا المپیاد فیزیک کشوری ۱۳۷۴

28. پریسا باباعلی، استادیار مهمان دانشگاه شهر نیویورک، دکتری ریاضی

29. کیارش بازرگان، دانشیار دانشگاه مینسوتا، دکتری مهندسی برق و کامپیوتر

30. محمدرضا باطنی، استاد سابق دانشگاه تهران و سرپرست واحد تحقیقات انتشارات فرهنگ معاصر، دکتری زبان‌شناسی

31. علیرضا بخشای، استاد دانشگاه کویینز کانادا، دکتری مهندسی برق و کامپیوتر

32. اشکان برنا، دانشجو دکتری دانشگاه کالیفرنیا برکلی، رشته الکترونیک، رتبهٔ ۲ کنکور سراسری رشته ریاضی‌ فیزیک ۱۳۸۰

33. مصطفی بشکار، پژوهشگر اقتصادی دانشگاه ییل و استادیار دانشگاه نیوهمشیر، رشته اقتصاد

34. روجا بندری، دانشجو دکتری دانشگاه کالیفورنیا لوس انجلس، رشته برق، برنده جایزه ملی علوم آمریکا

35. سیاوش بن‌عباس، دانشجو دکتری دانشگاه تورنتو کانادا، رشته علوم کامپیوتر

36. رضا بهروزی، دانشجو دکتری دانشگاه جانز هاپکینز، رشته بیوفیزیک

37. بهزاد بیگلربگیان، دانشجو دکتری دانشگاه واترلو کانادا، رشته برق

38. فرزان پارسى نژاد، سرپرست پروژه تحقيقاتى گروه سوخت - شركت شوران، دکتری مکانیک

39. رامین پاشایی، پسا دکتری دانشگاه استنفورد، دکتری برق

40. محمدرضا پاکزاد، استادیار دانشگاه پیتزبورگ، دکتری ریاضی

41. امیر پراینده ، دانشجوی دکترا دانشگاه تورنتو ، رشته برق

42. سياوش پوركمالى، استاديار دانشگاه دنور، دکتری مهندسى برق، نقره المپياد شيمى جهانی ۱۳۷۶

43. امین پورمحمدی، دانشجو دکتری دانشگاه واشینگتن، رشته اقتصاد

44. امیرحسین پورموسی، تحلیل‌گر دینامیک سیالات شرکت سیمولنت، دکتری مکانیک، نقره المپیاد فیزیک جهانی ۱۳۷۴

45. آزاده تاج پور، دانشجو کارشناسی ارشد دانشگاه کلرمانت ، رشته هنرهای زیبا و تاریخ هنر

46. علی تاجر، دانشجو دکتری دانشگاه کلمبیا، رشته برق

47. پویا تحصیلی فهادان، پژوهشگر دوره فوق-دکترای عصب شناسی اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی کارولینای جنوبی، متخصص عصب شناسی، محقق جوان برگزیده دوازدهمین جشنواره رازی

48. نورالسادات ترابی، دانشجو دکتری دانشگاه پرینستون، رشته زیست مولکولی، طلا المپیاد شیمی جهانی ۱۳۸۱

49. سیامک تزری، دانشجو دکتری دانشگاه هامبولت برلین آلمان، رشته علوم کامپیوتر، طلا المپیاد کامپیوتر کشوری ۱۳۷۸

50. امیر تقا، استادیار کالج برانکس شهر نیویورک، دکتری ریاضی، برنده مسابقه ریاضی دانشجویی کشور ۱۳۷۱

51. شروین تقوی نژاد، دانشجو دکتری دانشگاه کالیفرنیا ایرواین، رشته مکانیک و هوا فضا

52. علی تهرانی، استاد کالج کنستوگا کانادا، دکتری مهندسی طراحی سیستم

53. علی تیزقدم، پست دکترا در دانشگاه تورنتو، دکتری برق و کامپیوتر

54. تارا جاویدی، استادیار دانشگاه کالیفرنیا سن‌دیه‌گو، دکتری برق و کامپیوتر

55. سارا جباری فاروجی، پسا دکتری موسسه وندر والز-زیمن هلند، دکتری فیزیک

56. هادی جرئتی، محقق، دکتری ریاضی

57. سینا جعفرپور، دانشجو دکتری دانشگاه پرینستون ، رشته علوم کامپیوتر، دانشجوی نمونه دانشگاه شریف

58. جاوید جعفری، دانشجو دکتری دانشگاه واترلو، رشته برق

59. مهدی جعفری سیاوشانی، دانشجو دکتری دانشگاه لوزان سویس، رشته مخابرات، طلا المپیاد فیزیک کشوری ۱۳۷۸

60. امین جعفریان، دانشجو دکتری دانشگاه تگزاس آستین، رشته برق، نقره المپیاد ریاضی جهانی ۱۳۸۰

61. علی جلیلیان، استادیار چشم پزشکی دانشگاه ایلینوی، متخصص چشم پزشکی و قرنیه، برنده جایزه توسعه مشاغل سازمان سلامت ملی آمریکا

62. شهاب جمالی، دانشجو دکتری دانشگاه تورنتو کانادا، رشته بیوفیزیک پزشکی

63. محمد جواهری، استادیار مهمان دانشگاه ترینیتی کالج، دکتری ریاضی، نقره المپیاد ریاضی جهانی ۱۳۷۴

64. مریم جوزی، محقق، کمپانی نب سیس، دکتری فیزیک

65. حسین جوشقانی، دانشجو دکتری دانشگاه شیکاگو، رشته اقتصاد

66. حسین جوهری، دانشجو دکتری دانشگاه سایمون فریزر کانادا، رشته علوم کامپیوتر

67. حمیدرضا چیت ساز، پسا دکترا دانشگاه سایمون فریزر کانادا، دکتری علوم کامپیوتر، قهرمانی جهان روبوکاپ ۱۳۷۸

68. حامد حاتمی، دانشجو دکتری دانشگاه تورنتو کانادا، رشته علوم کامپیوتر، طلا المپیاد کامپیوتر کشوری ۱۳۷۷

69. ایمان حاجی رسولی ها، دانشجو دکتری دانشگاه سایمون فریزر کانادا، رشته علوم کامپیوتر

70. امیر حاجیان، پسا دکترا دانشگاه پرینستون، دکتری اختر فیزیک

71. محمد حافظی، پسا دکترا دانشگاه هاروارد، دکتری فیزیک، نقره المپیاد فیزیک جهانی ۱۳۷۷

72. بهرنگ حجازى، محقق اداره فدرال بزرگ‌راه‌ها، دکتری حمل و نقل

73. آرش حجام، دانشجو دکتری دانشگاه دنور، رشته برق

74. احمدرضا حدائق، دانشیار دانشگاه ایالتی کالیفرنیا سن مارکوس، دکتری علوم کامپیوتر

75. امیر اسماعیل حدادیان، پسا دکترا دانشگاه شیکاگو، دکتری بیوفیزیک

76. پژمان حسن پور، پسا دکترا دانشگاه واترلو، دکتری مکانیک

77. بابک حسینی سراجه، محقق پسادکترا دانشگاه ایلینوی، دکتری فیزیک، رتبه دوم کنکور سراسری دانشگاه ها ۱۳۷۳

78. هاله حق شناس، دکتری علوم کامپیوتر

79. فاطمه حقیقت جو، استاد مدعو، دانشگاه ماساچوست، دکتری مشاوره

80. سمیه حیدروند، دانشجو دکتری دانشگاه صنعتی کاتالونیا اسپانیا، رشته ریاضی، برنده جایزه تحقیقاتی موسسه سی‌-آر‌-ام

81. بابک حیدری، پسا دکترا دانشگاه کالیفرنیا لوس انجلس، دکتری الکترونیک، طلا المپیاد شیمی کشوری ۱۳۷۵

82. اعظم خاتم، دانشجو دکتری دانشگاه یورک، کانادا، رشته محیط زیست

83. على خاكيفيروز، محقق موسسه آی‌بی‌ام، دکتری برق و کامپیوتر

84. ندا خنجری، دانشجو دکتری دانشگاه نورث وسترن، رشته صنایع و مدیریت

85. مريم دائمى ، دانشجوی فوق لیسانس دانشگاه آلبرتا، رشته آمار

86. گودرز دانایی، دانشجوی تحصیلات تکمیلی

87. علی دیزبنی، استادیار دانشگاه، دکتری روابط بین‌الملل و علوم سیاسی

88. فرشید ذبیحیان، دانشجو دکتری دانشگاه رایرسون، رشته مهندسی‌ مکانیک

89. لیلا راسخ، عضو واحد مدیریت سود، والت دیزنی ورلد، دکتری علم مدیریت

90. فائزه راعی، دانشجو دکترا و كارشناس اقتصادي صندوق جهاني پول، رشته اقتصاد، رتبه سوم كنكور سراسری رشته رياضی فيزيك ۱۳۷۷

91. بهنام رباطمیلی ، دانشجو دکتری دانشگاه تگزاس آستین ، رشته کامپیوتر

92. سایه رجبی، دانشجو دکتری موسسه پریمتر کانادا، رشته فیزیک

93. سارا رحمتی، دانشجو دکتری دانشگاه تورنتو کانادا، رشته مدیکال بیو فیزیک

94. سياوش رحيمی، دانشجو دکتری دانشگاه مک گیل کانادا، رشته برق

95. نسرین رحیمیه، استاد و مدیر مرکز ایران شناسی، دانشگاه کالیفورنیا ایرواین، دکتری ادبیات تطبیقی

96. مجید رزم آرا، دانشجو دکترا دانشگاه سایمون فریزر، کانادا، رشته علوم کامپیوتر

97. فرشاد رستم آبادی، محقق مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات، دکتری علوم کامپیوتر، برنز المپیاد کامپیوتر جهانی ۱۳۶۹

98. آرمان رضایی، دانشجو دکتری دانشگاه پنسیلوانیا، رشته برق

99. ساناز رضایی، دانشجو دکتری دانشگاه درکسل، رشته مهندسی پزشکی

100. محمد عباس رضایی، دانشجو دکتری دانشگاه شیکاگو، رشته ریاضی، برنز المپیاد ریاضی جهانی ۱۳۸۳

101. کسری رفیع، استادیار دانشگاه اکلاهما، دکتری ریاضی، نقره المپیاد ریاضی جهانی ۱۳۷۱

102. فرشاد رفیعی، دانشیار کالج بابسون، دکتری مدیریت بازرگانی

103. مریم روحانی، دانشجو دکتری دانشگاه واشنگتن، رشته زیست‌شناسی

104. سهندجمال رهی، دانشجو دکتری دانشگاه ام‌آی‌تی، رشته فیزیک

105. حسن رییسی، دانشجو دکتری دانشگاه کویینز کانادا، رشته مکانیک

106. میرزمان زمانزاده، دانشجوی دکتری دانشگاه واترلو کانادا، رشته مهندسی محیط زیست

107. وحید زین الدینی، دانشجو دکتری دانشگاه جانز هاپکینز، رشته مهندسی عمران

108. رضا سبطی، دانشجوی فوق لیسانس دانشگاه آلبرتا، رشته فلسفه

109. علیرضا سپهر ، هیات علمی‌ دانشکده پزشکی‌ دانشگاه هاروارد ، متخصص آسیب شناسی‌ گوارش و پوست

110. بشیر سجاد، دانشجوی دکتری، دانشگاه واترلو، رشته علوم کامپیوتر، مدال برنز المپیاد جهانی کامپیوتر ۱۳۷۶ و قهرمانی مسابقات جهانی روبوکاپ با تیم دانشگاه شریف ۱۳۷۸

111. عماد سروش، دانشجو دکتری دانشگاه واشنگتن، رشته علوم کامپیوتر

112. رضا سرهنگی، استاد دانشگاه توسون، دکتری ریاضی

113. علی سعادت پور، مهندس مشاور امنیت کامپیوتر، دکتری برق

114. مجید سعیدی، دانشجو دکتری دانشگاه کلگری، رشته مهندسی نفت

115. بابک سلامت، متخصص ارشد در شرکت یاهو، دکتری کامپیوتر

116. هادی سلماسیان، استادیار دانشگاه اتاوا، دکتری ریاضی، برنز المپیاد جهانی ریاضی ۱۳۷۵ و طلا المپیاد ریاضی جهانی ۱۳۷۶

117. حمید سلیقه راد، محقق، دانشگاه پنسیلوانیا، دکتری رادیولوژی

118. سالومه سیاوشی، دانشجو دکتری دانشگاه نورث ایسترن، رشته نانوتکنولوژی

119. سید امین سیدی رشخوار، دانشجو دکتری دانشگاه کارنگی ملون، رشته بیزینس، نقره المپیاد کامپیوترجهانی

120. ساناز سیگارودی، دانشجو دکتری دانشگاه تورنتو کانادا، رشته مهندسی صنایع

121. آناهیتا شایسته، پژوهشگر مرکز تحقیقاتی اینتل، دکتری علوم کامپیوتر

122. حسن شجاع نیا، دانشجوی دکترا دانشگاه تورنتو ، رشته برق و کامپیوتر

123. راشین شجاعی، دانشجو دکتری دانشگاه تورنتو کانادا، رشته مدیکال بیو فیزیک

124. محسن شریفانی، دانشجو دکتری دانشگاه واشنگتن، رشته مدیریت برنامه ریزی

125. جواد شعبانی، دانشجو دکتری دانشگاه پرینستون، رشته برق

126. علیرضا شعبانی، پسا دکترا دانشگاه کالیفورنیای جنوبی، دکتری برق

127. رضا شهبازی، دانشجو دکتری دانشگاه کرنل، رشته روانشناسی

128. مرتضی شهرام، پسا دکترا دانشگاه استنفورد، دکتری برق

129. آنوشا شهسواری، دانشجو کارشناسی ارشد و مدرس دانشگاه تگزاس آستین، رشته فراگیری و به کارگیری زبان دوم

130. ندا شهیدی، دانشجو دکتری دانشگاه تگزاس آستین، رشته مهندسی برق و کامپیوتر

131. پوریا صابونچی، متخصص فناوری، دکتری مکانیک

132. مریم صادقی، دانشجو دکتری دانشگاه سایمون فریزر کانادا، رشته علوم محاسبات

133. علیرضا صالحی گلسفیدی، استادیار دانشگاه پرینستون، دکتری ریاضی، نقره المپیاد ریاضی جهانی ۱۳۷۵

134. احمد صدری، استاد جامعه شناسی کالج لیک‌فورست، دکتری جامعه شناسی

135. محمود صدری، استاد دانشگاه زنان تگزاس، دکتری جامعه شناسی

136. علی صدیقیان، محقق پسا دکتری، دانشگاه کلمبیا، دکتری تحقیق در عملیات

137. آزاده صمدانی، استادیار دانشگاه براندایز، دکتری فیزیک

138. میثم صیادیان، دانشجو دکتری دانشگاه ویسکانسین، رشته علوم کامپیوتر

139. پیام صیفی، دانشجو دکتری دانشگاه شیکاگو، رشته فیزیک پزشکی، نقره المپیاد فیزیک جهانی ۱۳۷۹

140. مسعود صیفی کار، دانشجو دکتری موسسه ملی تیندال ایرلند، رشته فیزیک

141. بابک طاعتی، محقق فوق دکترا، دکتری برق

142. علی طالبی نژاد، پژوهش‌گر روبوتیکس، دکتری مهندسی مکانیک

143. محمود طاهرزاده، پسا دکترا دانشگاه پرینستون، دکتری برق، طلا المپیاد ریاضی کشوری ۱۳۷۳

144. بهروز طوری، دانشجو دکتری دانشگاه ایلینویس اوربانا شامپین، رشته مهندسی صنایع، جایزه مقام سوم مسابقات بین المللی ریاضی دانشجویی سال ۲۰۰۶

145. ویکتوریا طهماسبی، استادیار دانشگاه تورنتو، دکتری مطالعات زنان

146. محمد طیبی، دانشجو دکتری دانشگاه سایمون فریزر، رشته علوم کامپیوتر

147. بابک عاشوری، استادیار دانشگاه جرجیا تک، دکتری مهندسی‌ صنایع و تحلیل سیستمها

148. سعید عالی ضمیر، دانشجو دکتری دانشگاه دوک، رشته علوم برنامه ریزی و مدیریت بازرگانی

149. فرهاد عامری، استادیار دانشگاه ایالتی تگزاس، دکتری مهندسی صنایع

150. حسین عباسپور، استادیار دانشگاه نانت فرانسه، دکتری ریاضی، طلا المپیاد ریاضی کشوری ۱۳۷۰

151. امجد عشوریون، پسا دکتری دانشگاه میشیگان، دکتری فیزیک نظری

152. محدثه عظیم لو، دانشجو دکتری دانشگاه واترلو، رشته اخترفیزیک

153. مهدی عقدایی، دانشجو دکتری دانشگاه هاروارد، رشته روان شناسی

154. خسرو علاف اکبری، دانشجو دکتری - دانشگاه پرینستون و دانشگاه مریلند، رشته اختر فیزیک - سیاست‌گذاری انرژی، طلا المپیاد دانشجویی فیزیک ۱۳۸۱

155. پرویز علیوند، دانشجو دکتری، دانشگاه تگزاس آستین، رشته اقتصاد

156. رضا عمرانی، طراح سیستم مخابراتی، دکتری برق

157. محسن عمرانی، دانشجوی دکتری، دانشگاه کوینز، کانادا، رشته عصب شناسی

158. سانلی فائز، دانشجو دکتری دانشگاه آمستردام، رشته فیزیک، طلا المپیاد فیزیک کشوری ۱۳۷۵

159. هادی فاطمی شریعت پناهی، دانشجوی دکتری، دانشگاه جانز هاپکینز ، رشته مهندسی پزشکی

160. مریم فربودی، دانشجو دکتری، دانشگاه ایالتی تگزاس آستین، رشته اقتصاد

161. بابک فرزاد، استادیار دانشگاه براک کانادا، دکتری علوم کامپیوتر، برنز المپیاد کامپیوتر جهانی ۱۳۷۴

162. خشایار فرساد، دستیار تخصصی پزشکی، متخصص رادیولوژی

163. روزبه فروزان، دانشجوی دکتری دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، رشته مهندسی انرژی و محیط زیست

164. امیرمسعود فرهمند، دانشجو دکتری، دانشگاه آلبرتا، رشته علوم کامپیوتر

165. بابک فلاح آزاد، دانشجو دکتری دانشگاه ایالتی تگزاس آستین، رشته برق

166. فرهاد قاسمی، محقق پسا دکتری، دانشگاه بریتیش کلمبیا، دکتری مدیریت و تحقیق در عملیات

167. علی‌ قدسی‌، استاد یار، دانشگاه واترلو، دکتری کامپیوتر

168. حمید قدیانی، پژوهشگر در کالج دارتموت، دکتری مکانیک

169. محمود قندی، دانشجو دکتری، دانشگاه جانز هاپکینز، رشته مهندسی زیست پزشکی، نقره المپیاد کامپیوتر جهانی ۱۳۷۸

170. مسلم کاظمی، دانشجو دکتری، دانشگاه سایمون فریزر کانادا، رشته علوم مهندسی، عضو تیم روبوکاپ شریف و قهرمان روبوکاپ سال‌های ۱۳۷۸، ۱۳۷۹، ۱۳۸۰

171. بهاران کاموسی، دانشجو دکتری، دانشگاه مینسوتا، رشته برق

172. شبنم کاوسیان، استاد دانشکده ریاضی و آمار کالج لنگارا، دکتری ریاضی

173. علی کبیری، دانشجو دکتری، دانشگاه واترلو کانادا، رشته مهندسی الکترونیک

174. یاسر کراچیان، متخصص انتقال تکنولوژی دانشگاه ویلفردلاریر، کانادا، دکتری فیزیک، طلا المپیاد جهانی فیزیک ۱۳۷۴

175. گلناز کرباسچی، محقق فوق دکترا، انستیتو ملی فرانسه برای تحقیقات در علوم کامپیوتر و کنترل اتوماتیک، دکتری علوم کامپیوتر

176. احمد کریمی-حکاک، استاد، دانشگاه مریلند کالج پارک - مدیر مرکز روشن برای مطالعات فارسی، دکتری زبان، ادبیات و فرهنگ فارسی

177. نگار کلباسی، دانشجو کارشناسی ارشد، دانشگاه تگزاس آستین، رشته مطالعات رسانه‌ای

178. حسین کمالی، استادیار فرهنگ و ادبیات فارسی، دانشکاه کلمبیا، دکتری فرهنگ و ادبیات فارسی

179. محمد کیهانی، دانشجو دکتری، دانشگاه یورک کانادا، رشته مدیریت راهبردی، جایزه برترین مقاله دانشجویی در زمینه استراتژی در کنفرانس علوم مدیریتی کانادا ۱۳۸۸

180. غلامرضا گرمه، دانشجو دکتری دانشگاه تگزاس آستین، رشته مهندسی نفت

181. غزال گشنیزجانی ، پژوهشگر در موسسه فیزیک نظری پریمیتر، دکتری فیزیک، جایزهٔ پایان نامهٔ نمونه دکتری دانشگاه براون

182. رضا گلستانی، دانشجو دکتری، دانشگاه مرکز پزشکی گرونینگن هلند، رشته پزشکی هسته‌ای

183. هانی گودرزی، دانشجو دکتری دانشگاه پرینستون، رشته زیست مولکولی، نقره المپیاد زیست شناسی جهانی ۱۳۸۱

184. بابک لطفعلی ای، دانشجوی دکتری دانشگاه مک گیل، رشته فاینانس

185. مهدی مانی، محقق در موسسه ی تله کام فرانسه، دکتری علوم کامپیوتر

186. مهرداد مبشّر، محقق پسا دکتری، دانشگاه استنفورد، متخصص خون و سرطان

187. مهدی مجبوری، دانشجوی دکتری، دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، رشته اقتصاد

188. کاوه مجلسی، دانشجوی دکتری، دانشگاه تگزاس-آستین، رشته اقتصاد

189. مصطفی مجیدپور، دانشجوی دکتری، دانشگاه کالیفرنیا-لوس آنجلس ، رشته برق

190. کیوان مجیدی، دانشجو دکتری، دانشگاه آی آی تی، رشته برق

191. امیر محمدی، پسا دکتری - دانشگاه شیکاگو، دکتری ریاضی

192. محمد محمودی-قیداری، دانشجو دکتری، دانشگاه پرینستون، رشته علوم کامپیوتر، طلا المپیاد کامپیوتر کشوری ۱۳۷۸

193. بابک محیط، دانشجو دکتری، دانشگاه جانز هاپکینز، رشته مدیریت بهداشت

194. شهریار مختاری شرقی، دانشیار دانشگاه لانگ ایلند، دکتری ریاضی، برنز المپیاد ریاضی جهانی ۱۳۶۸

195. بنفشه مدنی نژاد، مدرس و دانشجو دکتری، دانشگاه تگزاس آستین، رشته علوم اسلامی

196. علی مستشاری، دانشیار و رییس دانشکده سیستم‌های زیربنایی - رییس مرکز تحقیقاتی سیستم‌های پیچیده فنی اجتماعی، موسسه فن‌آوری استیونس، دکتری سیستم‌های مهندسی

197. حسین مسرت مشهدی، دانشجو دکتری، دانشگاه سایمون فریزر کانادا، رشته علوم کامپیوتر، طلا المپیاد کامپیوتر کشوری ۱۳۷۳

198. نازگل مشتاقی، دانشجوی دکتری، دانشگاه فلوریدای جنوبی، رشته بازاریابی

199. سید ابوالفضل مطهری، دانشجو دکتری دانشگاه واترلو، رشته برق

200. سپیده مظلومی، دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه ایالتی سن فرانسیسکو، رشته ادبیات فارسی - روانشناسی کودک، جایزه پیوند، جایزه بنیاد زن یگانه

201. علی معصومی، دانشجوی دکتری، دانشگاه کلمبیا، رشته فیزیک

202. مینو معلم، استاد دانشگاه برکلی، دکتری مطالعات زنان

203. نرگس معمار صادقى، دکتری علوم کامپیوتر

204. کامران معین زاده، استاد، دانشگاه واشنگتن، دکتری مهندسی صنایع

205. پیمان ملاذ، دانشجوی تحصیلات تکمیلی، یو سی ال ای، رشته روابط بین الملل

206. حامد ممانی، استادیار دانشگاه واشینگتون، دکتری تحقیق در عملیات

207. حسین مواساتی، استاد محقق موسسه ریاضیات محض و کاربردی ایمپا ریو دو ژانیرو، دکتری ریاضی، برنز المپیاد ریاضی جهانی ۱۳۷۲

208. لیلا موری، دانشجو دکتری، دانشگاه کلمبیا، رشته زبان و فرهنگ خاورمیانه و آسیا

209. علی اکبر مهدی، استاد بازنشسته، دانشگاه وسلین اوهایو، دکتری جامعه‌شناسی

210. محمد مهدیان، محقق ارشد مرکز تحقیقاتی یاهو، دکتری ریاضی، یک مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی و دو مدال نقره ی المپیاد جهانی کامپیوتر ۱۳۷۱،۱۳۷۲

211. حمیدرضا مهدیزاده، دانشجو دکتری، دانشگاه صنعتی ایلینوی، رشته مهندسی شیمی

212. سپیده میررحیمی، دانشجو دکتری، دانشگاه پیر و ماری کوری پاریس-۶ فرانسه، رشته ریاضی کاربردی، نقره المپیاد ریاضی جهانی ۱۳۸۱

213. مازیار میررحیمی، محقق، موسسه ملی تحقیق درعلوم کامپیوتر و کنترل فرانسه، دکتری ریاضی، نقره المپیاد ریاضی جهانی ۱۳۷۸ - طلا المپیاد دانشجویی کشوری ۱۳۷۹

214. امیر ناصری، دانشجو دکتری، دانشگاه تورنتو، رشته مهندسی هوا فضا، دریافت کننده مدال اتکین ۱۳۸۵

215. حمید ناظرزاده، دانشجو دکتری، دانشگاه استنفرد، رشته علوم مدیریت، طلا المپیاد کامپیوتر کشوری ۱۳۸۰

216. روجا نجفی، دانشجوی دکترای دانشگاه تگزاس در آستین، رشته تاریخ هنر

217. فرزانه نجفی، دانشجوی دکتری، دانشگاه پنسیلونیا ، رشته نورو بیولوژی

218. رضا نصیری محلاتی، دانشجو دکتری، دانشگاه استنفورد، رشته برق، برنز المپیاد شیمی جهانی ۱۳۸۳

219. بورگان نظامی نرج آباد، استادیار - دانشگاه رایس، دکتری اقتصاد، طلای المپیاد ریاضی کشوری ۱۳۷۵

220. سید حسین نعیمی، دانشجو دکتری، دانشگاه ماستریخت هلند، رشته طراحی مکانیزم

221. آرش نکویی، دانشجو دکتری، دانشگاه هاروارد، رشته اقتصاد

222. جواد نمازی، استاد، دانشگاه فیرلی دیکنسن، دکتری ریاضی

223. حسین نمازی، استادیار - دانشگاه ایالتی تگزاس آستین، دکتری ریاضی، طلای المپیاد ریاضی و کامپیوتر کشوری ۱۳۷۳

224. فرناز نوجوان اصغری، دانشجو دکتری، دانشگاه دوک، رشته سیاست گذاری و علوم زیست محیطی

225. صفورا نوربخش، دانشجو دکتری، دانشگاه مریلند کالج پارک، رشته مطالعات زنان

226. شراره نوربلوچی، دانشجو دکتری، دانشگاه استنفورد، رشته برق

227. علی نیری، محقق پسا دکتری، دانشگاه فلوریدا، دکتری فیزیک

228. اشکان نیک سرشت، دانشجو کارشناسی ارشد - دانشگاه شیراز، رشته ریاضی، طلای المپیاد کامپیوتر کشوری ۱۳۸۰

229. علیرضا واعظ زاده، محقق دردانشکده پزشکی دانشگاه هارواد، دکتری داروسازی

230. مهراد واعظی نژاد، دانشجو دکتری، دانشگاه لندن انگلستان، رشته تاریخ، برنده جایزه شورای تحقیق در هنر و علوم انسانی انگلستان

231. آزاده وثوقی، استادیار دانشگاه روچستر، دکتری برق و کامپیوتر

232. مونا وجیه اللهی، دانشجو دکتری، دانشگاه سایمون فریزر کانادا، رشته علوم کامپیوتر

233. مریم وزیری پاشکم، دانشجوی دکتری، دانشگاه هاروارد، رشته روانشناسی‌

234. علی وکیلی، دانشجو دکتری، موسسه تکنولوژی کالیفرنیا کلتک، رشته برق، برنز المپیاد فیزیک جهانی ۱۳۸۰

235. نادر هاشمی، استادیار - دانشگاه دِنوِر، دکتری سیاست خاورمیانه و اسلامی

236. فریدون هرمزدیاری، دانشجو دکتری، دانشگاه سایمون فریزر، رشته علوم کامپیوتر

237. لیلا هرمزی، پسا دکتری، دانشگاه مریلند، دکتری فیزیک

238. هاجر همایی، دانشجو دکتری، دانشگاه کلرادو، رشته علوم کامپیوتر

239. مصطفی همتی، استاد دانشگاه آرکانزاس، دکتری فیزیک

240. سید رضا یوسفی، دانشجوی دکتری، دانشگاه تگزاس آستین، رشته اقتصاد
+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/20ساعت 9:51  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 
رسول اکرم (ص) می فرمایند:

بُكاءُ الْمُؤمِنِ مِنْ قَلْبِهِ وَ بُكاءُ الْمُنافِقِ مِنْ هامَّتِهِ
گریه مؤمن از (درون) دل اوست و گريه منافق از (ظاهر و) سرش.

 

الجامع الصغير، ح 3156

 رسول اکرم (ص) می فرمایند:

إنَّ أَعْظَمَ النّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَاللّه‏ِ يَوْمَ الْقيامَةِ أَمْشاهُمْ فى أَرْضِهِ بِالنَّصيحَةِ
لِخَلْقِهِ.بلند مرتبه ‏ترين مردم نزد خداوند در روز قيامت كسى است كه در روى زمين بيشتر در خيرخواهى و ارشاد مردم قدم بردارد.

 كافى، ج 2، ص 208، ح 5.

 رسول اکرم (ص) می فرمایند:

مَن أرادَ اللّه‏ُ بِهِ خَيرا رَزَقَهُ اللّه‏ُ خَليلاً صالحِا
هر كس كه خداوند براى او خير بخواهد، دوستى شايسته نصيب وى خواهد نمود.

نهج الفصاحه، ح 3064.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/13ساعت 9:10  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 

       انتشار تصاویر تعرفه های تا نخورده و نو از تلویزیون در جریان باز شماری آرا 
در حالیکه همه رای دهندگان برای انداختن رای به صندوق باید تعرفه را تا می کردند نمایش تعرفه های دست نخورده و نو از سیمای جمهوری اسلامی با عث واکنش عجولانه سخنگوی شورای نگهبان و تهدید کسانی شده است که صحت انتخابات را مورد تردید قرار میدهند.
  
دستپاچگی سخنگوی شورای نگهبان پس از روشدن آرا :تا خوردن یا نخوردن تعرفه ها و نو بودن آنها نمی تواند دلیل انجام تخلف باشد!!

http://3.bp.blogspot.com/_Km1WBW9uLyg/SknJLtZFGkI/AAAAAAAAABE/iFb_oZ1Jwfo/s400/img633818795449062500.jpg

http://1.bp.blogspot.com/_Km1WBW9uLyg/SknIudgYyaI/AAAAAAAAAA0/j2GNKtr1Kq0/s400/img633818794826093750.jpg

کدخدایی در مورد تعرفه ها نو و حتی تا نخورده و اظهارات امیدوار رضایی نیز که عنوان کرده بود که 70 تا 80 درصد آرا با یک خودکار و با یک دستخط در صندوق های مختلف نوشته شده است، گفت: این موضوع از همان بخش هایی است که قوه قضائیه باید به آن رسیدگی کند و با کسانی که این شائبه ها را درست می کنند برخورد نماید!!

در بازشماری مشخص شد 70 درصد آرا با یک خودکار و یک خط نوشته شده است

http://1.bp.blogspot.com/_Km1WBW9uLyg/SknJBNHRVdI/AAAAAAAAAA8/9oeBr9DIkUM/s400/img633818775286250000.jpg

                    رضایی گفت در بازشماری غیررسمی مشخص شد که 70 تا 80 درصد آرا با یک نوع خودکار و با یک خط مشترک به نفع یک کاندیدای خاص به صندوق‌ها ریخته شده است. البته از آنجا که اطلاعات اولیه لازم به دست ما نرسید، عملاً این نوع بررسی‌ها هم بی‌فایده بود و چیزی را اثبات نمی‌کرد.

http://3.bp.blogspot.com/_Km1WBW9uLyg/SknHu0cgtFI/AAAAAAAAAAs/VHsiyk_NDGs/s400/123.jpg

                    
                    
شورای نگهبان/تایید نتیجه انتخابات توسط شورای نگهبان پیش از باز شماری آرای گیلان!!!!!

                   
در حالی که خبرگزاری فارس در ساعت 22:23 دوشنبه شب اعلام کرد نتیجه بازشماری آرای گیلان صبح سه شنبه اعلام می شود، شورای نگهبان حدود ساعت 21:50 دوشنبه شب انتخابات را تایید کرد. خبرگزاری فارس افزود:کار شمارش دوباره آرای 10 درصد صندوق‌های رآی در 16 شهرستان گیلان انجام شد که نتیجه نهایی آن صبح سه شنبه اعلام می‌شود ولی طبق آخرین گزارش‌ها، هیچ تغییری در نتیجه آرای گیلان به وجود نیامده‌ است، به جز در چند موارد که به آرای احمدی‌نژاد اضافه شد. گفتنی است خبر پیروزی احمدی نژاد در انتخابات را خبرگزاری فارس روز جمعه 22 خرداد سه ساعت و نیم قبل از گشودن صندوقها اعلام کرده بود.

        شورای نگهبان 10% آرا رو از ساعت یک بعد از ظهر تا 8 شب شمرد .. اون وقت چطور وزارت کشور تو همین مدت 24 میلیون رای شمرد ؟

   آهای ملت!از40 میلیون نفری که رای دادند اگر کسی هست برگه رای رو تا نکرده باشه خودش رو معرفی کنه
                    
                    
                   
برگه های شیک، تمیز و بدون "تا" در باز شماری آرا
+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/13ساعت 9:8  توسط علیرضا خداکرم زاده  | 
آزادی سیاسی، براندازی نرم نیست
مهدی مکارمی

یکی از شعارهای محوری مردم ایران در انقلاب اسلامی در سال 57 آزادی بوده است. در آن زمان، آزادی اجتماعی و به نوعی فرهنگی که از آن به عنوان بی‌بندوباری نیز یاد می‌شد، وجود داشت، اما چرا آزادی باز هم از جمله آرمان‌های مردم کشورمان بود؟

استاد شهید مطهری از جمله متفکران بزرگ انقلاب اسلامی ماست و سیری در اندیشه‌های سیاسی ایشان به خوبی می‌تواند بیان کننده این آرمان ملی ما در دهه‌های گذشته باشد. اتفاقا از این نقطه نظر، ارتباط آزادی با انقلاب «اسلامی» معنایی خاص پیدا می‌کند. شهید مطهری از منظر یک اندیشمند برجسته اسلامی به دفاع و تأکید بر آزادی بیان و اندیشه و در کل آزادی سیاسی می‌پرداخت.

با نگاهی به اندیشه‌های ایشان به خوبی می‌توان دریافت که نه تنها نباید از آزادی سیاسی حتی برای مخالفان بیمناک بود بلکه باید از آن استقبال کرد؛ هم حق انسانی است و هم برای دفاع از آرمان و باورهای دینی‌مان سودمند است.

به باور مطهری «اگـر در جـامـعـه ما محیط آزاد برخورد آرا و عقاید به وجود بـیـایـد، به طوری که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرف‌هایشان را مـطـرح کـنـند و ما هم در مقابل، آرا و نظریات خودمان را مطرح کـنـیـم، تنها در چنین زمینه سالمی خواهد بود که اسلام هر چه بیشتـر رشد می‌کند و به اعتقاد من، تنها طریق درست برخورد با افکار مـخـالـف، همین است والا اگر جلو فکر را بخواهیم بگیریم، اسلام و جمهوری اسلامی را شکست داده‌ایم، در جمهوري اسلامي هيچ محدوديتي در افكار وجود ندارد و از به اصطلاح، كاناليزه كردن انديشه‌ها اثر نخواهد برد؛ همه بايد آزاد باشند كه حاصل انديشه‌ها و تفكرات اصلي خود را عرضه كنند. (1)

حضرت علی (ع) که شیوه حکومتداری عادلانه‌شان زبانزد دوستان و دشمنان است، در پاسخ به یکی از یاران درباره به زندان افکندن و برخورد با یکی از مخالفان که قصد شورش و توطئه داشت، می‌فرمایند:

(انـا لو فعلنا هذا لکل من نتهمه من الناس ملانا السجون منهم ولا
ارانی یسعنی الوثوب علی الناس والحبس لهم و عقوبتهم حتی یظهروا لنا الخلاف)

اگر ما این کار [زندانی کردن] را درباره همه کسانی که آنان را بـه مـخـالـفـت مـتهم می‌کنیم، انجام دهیم، باید زندانها را از مـخـالـفان پر کنیم. من از آنان نیستم که به مردم بتازم و آنان را زنـدانـی کـنم و کیفر دهم، جز آن گاه که با ما اظهار مخالفت کنند و البته منظور حضرت از «اظهار» مخالفت هم مشخص است. در حالی که خوارج با حضرت مخالف بودند و به گفته شهید مطهری در همه جا در اظهار عقيده آزاد بودند، اما حضرت خودش و اصحابش با عقيده آزاد با آنان روبه‌رو مى‏شدند و صحبت مى‏كردند، طرفين استدلال مى‏كردند، استدلال يكديگر را پاسخ مى‏گفتند.

شايد اين مقدار آزادى در دنيا بى‏سابقه باشد كه حكومتى با مخالفان خود تا اين درجه با دمكراسى رفتار كرده باشد. مى‏آمدند در مسجد و در سخنرانى و خطابه على پارازيت ايجاد مى‏كردند و حتی به ایشان ناسزا می‌گفتند اما حضرت تا آن زمان که خوارج دست به اسلحه برای اظهار مخالفتشان نبردند، حضرت به مقابله با آنان برنخاست. به گفته استاد مطهری «امـیـرالـمـومنین(ع) با خوارج در منتهی درجه آزادی و دمکراسی رفـتـار کـرد. او خلیفه است و آنها رعیتش، هرگونه اعمال سیاستی بـرایـش مـقـدور بود، اما او زندانشان نکرد و شلاقشان نزد و حتی سـهمیه آنان را از بیت‌المال قطع نکرد، به آنها نیز همچون سایر افـراد می‌نگریست. این مطلب در تاریخ زندگی علی عجیب نیست، اما چیزی است که در دنیا کمتر نمونه دارد.» (2)

از سوی دیگر، حضرت علی که حکومتداری او جایگاه خاصی در اندیشه سیاسی مطهری دارد حق انتقاد از حاکم را برای مردم محترم می‌شمرد و حتی از آن به عنوان حق خود بر آنها یاد می‌کند. حضرت علی ـ ‏علیه السَّلام ـ می‏فرماید: و امّا حقی علیکم فالوفاء بالبیعة و النصیحة فی المشهد و المغیب. نهج‏البلاغه، خطبه‏ی 43.

و امّا حق من بر شما این است که به عهدتان وفا کنید و مرا در نهان و آشکار نصیحت نمایید.

حضرت امام خمینی نیز به پیروی از همین سیره بود که می‌فرمودند:«هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمام دار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده بدهد. (صحیفه‏ نور، ج7، ص 91 ) یا آنجا که می‌گفتند: «اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم، ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشته‏ای، خودت را حفظ کن.» (صحیفه نور، صص 33 و 43)

مطهری حتی امکان اشتباه کردن مردم را دلیل گرفتن آزادی سیاسی از آنها نمی‌دانند: «اگر به بهانه اين كه مردم قابل و لايق نيستند و خودشان نمي‌فهمند آزادي را از آنها گرفت، اين مردم تا ابد بي‌لياقت مي‌مانند. مثلاً در انتخاب وكيل اگر بخواهند فردي را كه از نظر آنها شايسته است، تحمل كنند اين مردم تا قيامت مردمي نخواهند شد كه رشد اجتماعي پيدا كنند. رشد مردم به اين است كه آزادشان بگذاريم، ولو در آن آزادي ابتدا اشتباه هم بكنند.»(3)

امروز اما جامعه ما همچنان اصول و آرمان‌های خود را طلب می‌کند و برای تحقق آنها تلاش می‌کند. نسل امروز نیازمند آشنایی و ارتباط بیشتر با این اندیشه‌های ناب است. اندیشه نابی که متحجران تاب تحملش را نداشتند و با گلوله در برابر آن قرار گرفتند. اگر مطهری و بهشتی امروز نیستند، اما همچنان اندیشه‌شان زنده است.

انقلاب ما برای آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی بود. اگر خوارج در حکومت علی آنهمه آزادی داشتند، اگر اسلام با همین آزادی‌ها زنده بوده است، اگر با آزادی بیان می‌توان از دین دفاع کرد، چرا نباید آنهایی که دلبسته به همین انقلاب و کشور و دینند بتوانند آزادانه حرفشان را بزنند؟

آیا اگر کسانی با برداشت‌هایی متحجرانه سد راه این آزادی‌ها بشوند و اجازه طرح و بیان افکار و آرای گوناگون را در جامعه ندهند و به این حق انسانی نام‌هایی برای توجیه کردن گرفتن این حق طبیعی از آنها بدهند، نباید امروز نگران باشیم و خواهان بازگشت به همان اصول؟ آیا اینکه امروز چگونه می‌توان از دین، از باورها، از انقلاب و نظام دفاع کرد دغدغه ما نیست؟ آیا همان‌گونه که نگران اسلامیت نظام باید باشیم نباید نگران سدکردن آزادی بیان و اندیشه و جمهوریت باشیم؟

امروز دفاع از حق انتقاد از حاکمان و مسئولان و بیان آزادانه انتقادات و آرا و اندیشه‌ها و جلوگیری از برخوردهای تحدیدی و سلبی و کاهش هزینه فعالیت‌های سیاسی، عدم برخورد‌های قهرآمیز با فعالان سیاسی و مدنی به عنوان دغدغه‌ای مهم برای بازگشت به آرمانهای انقلاب شکوهمند اسلامی‌مان مطرح است. نباید تصور کنیم همه خطرها از بیرون متوجه ماست، هر چقدر از این فضای آزادی که مطهری و بهشتی و امام برایمان ترسیم می‌کردند، تحت هر نامی فاصله بگیریم این هم یک خطر است؛ خطری بزرگ.

باور کنیم همان گونه که استاد مطهری می‌گفت: «اسلام به اين دليل باقي مانده كه با شجاعت و صراحت با افكار مختلف مواجه شده است. در آينده هم اسلام تنها و تنها با رویارویی صريح شجاعانه با عقايد و افكار مختلف است كه مي تواند به حيات خود ادامه دهد و من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار مي‌دهم كه خيال نكنند راه حفظ معتقدات اسلامي جلوگيري از ابراز عقيده ديگران است. از اسلام فقط با يك نيرو مي‌شود پاسداري كرد و آن علم است و آزادي دادن به افكار مخالف و مواجهه صريح و روشن با آن‌ها.»

هر رفتار و برخوردی که باعث برخورد با فعالان سیاسی و منتقدان و جلوگیری از حق انتقاد و بیان بشود و به سلب حقوق مدنی دامن بزند و به افزایش هزینه فعالیت‌های سیاسی در جامعه ما دامن بزند، با اندیشه مطهری به عنوان یک تئوریسین بزرگ انقلاب اسلامی و آنچه در حکومت علی(ع) در برخورد با مخالفان سرسختش دیدیم که از فضای آزادی بیان برای مخالفت و برخورد با حکومت حضرت استقاده می‌کردند، همخوانی و همراهی ندارد.

امروز باید از ارزش‌های انقلابمان دفاع کنیم. بپذیریم که آزادی سیاسی در متن تعالیم اسلام عزیز و سیره ائمه و آرمانهای انقلاب شکوهمند ماست و نمی‌توان با براندازی نرم ارتباطی داشته باشد. مراقب باشیم برخورد با براندازی نرم و دفاع از نظام و ایران عزیز، معنای سلب آزادی‌های سیاسی را پیدا نکند.

1- پیروامون انقلاب اسلامی صفحه 49
2- جاذبه و دافعه علی(ع) شهید مطهری143
3- پيرامون جمهوري اسلامي، ص 12 – 124
4- پیرامون انقلاب اسلامی صفحه 16

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/11ساعت 23:13  توسط علیرضا خداکرم زاده  |